سفارش تبلیغ
هاست ایران
هاست ایران
http://up.p30room.ir/uploads/138084223485861.jpg
افراطی گری از دید عافیت طلبان
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 1:13 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

هر جائی که مردمان عافیت‌ طلب و راحت‌طلب، در وسط میدان مبارزه،

جائی برای خود باز نمی‏کنند و خطرپذیری نمی‏کنند، انسانهای مؤمن و

مبارز را به تندی و افراطی‌گری متهم می‎‏کنند.

امام خامنه ای -14 خرداد 92



کلمات کلیدی : بیانات در دهه 90
راه مشکلات
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 12:23 صبح
راه حل مشکلات اقتصادی برداشتن تحریم‌ها نیست/سازش با مستکبر به جایی نمی‌رسد
رهبر انقلاب :

راه حل مشکلات اقتصادی برداشتن تحریم‌ها نیست/سازش با مستکبر به جایی نمی‌رسد

فرماندهان، مسئولان و جمعی از پرسنل نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

به گزارش فرهنگ نیوز ، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی، مقوله استقلال و مقابله با قدرت‌های مداخله‌گر و سلطه جو را یکی از پایه های اصلی انقلاب اسلامی برشمردند و گفتند: اظهارنظرهای بی‌ادبانه مقامات آمریکایی برای همه، مایه عبرت است و ملت ایران باید مذاکرات اخیر و صحبت های آمریکایی‌ها را با دقت نظاره‌گر باشد.

ایشان با اشاره به اینکه لازمه تأمین و حفظ استقلال، موضع‌گیری صریح و شفاف و بدون پرده‌پوشی درخصوص مبانی و ارزش‌های انقلاب اسلامی و خطوط اصلی امام بزرگوار از جمله موضوع آمریکاست، تأکید کردند: راز ماندگاری و استحکام و اقتدار درونی نظام اسلامی، متکی بودن نظام بر ایمان‌ها، محبت‌ها و اراده‌های مردم است و ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن امسال، شعارهای انقلاب را با استحکام فریاد خواهد زد و بار دیگر اقتدار ملی و ایستادگی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.

در این دیدار که در سالروز بیعت تاریخی فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام راحل(ره) در نوزدهم بهمن سال 1357، برگزار شد، فرمانده کل قوا، این حادثه را دارای ابعاد گوناگون و پربرکت خواندند و افزودند: یکی از زوایای بسیار مهم حادثه نوزدهم بهمن، زنده کردن احساس استقلال در نیروی هوایی و سپس ارتش بود، زیرا زمینه‌سازِ روحیه خودباوری و تکیه بر ظرفیت‌های درونی شد.

رهبر انقلاب اسلامی در تبیین مفهوم استقلال، به شیوه‌های استعمار جدید در استفاده از عوامل وابسته به خود به جای حضور مستقیم در کشورها، اشاره کردند و گفتند: برای مقابله با استعمار جدید علاوه بر مبارزه با استبداد و دیکتاتوری حاکم، باید با قدرت سلطه‌گر خارجی و حامی این دیکتاتور نیز مقابله کرد زیرا «مبارزه با مستبد و در عین حال سازش با مستکبر» به نتیجه نخواهد رسید.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین خصوص به سرنوشت برخی انقلاب‌های منطقه اشاره و خاطرنشان کردند: آن انقلابی پیروز خواهد شد که قدرتِ مداخله‌گرِ پشت سرِ دیکتاتور را بشناسد و به جای سازش، با آن قدرت سلطه گر مبارزه کند.

ایشان افزودند: بر همین اساس بود که بعد از تسخیر سفارت سابق آمریکا در تهران به دست جوانان انقلابی، امام(ره)، آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامیدند زیرا این حرکت نشان داد که ملت ایران بعد از سرنگونی رژیم طاغوت، لایه بعدی سلطه و گرفتاری را می شناسد و با او مبارزه می کند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این شناخت و مبارزه با قدرت مداخله‌گر، معنی واقعی استقلال است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: قدرت‌های خارجی و مداخله‌گر از حس استقلال هر کشوری می‌هراسند لذا همواره سعی می‌کنند با شیوه‌های گوناگون، حس استقلال‌خواهی در ملت‌ها و مسئولان آنها را تضعیف کنند.

ایشان یکی از این شگردها را القای«منافات داشتن استقلال با پیشرفت» بیان کردند و افزودند: دستگاه‌های تبلیغاتی قدرت‌های سلطه‌گر و عوامل داخلی آنها تلاش دارند تا این‌گونه وانمود کنند که تکیه بر منافع و هویت ملی با پیشرفت سازگاری ندارد، بنابراین اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند باید از میل استقلال خواهی خود، بکاهد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این حرف کاملاً غلط و ساخته و پرداخته کسانی است که با استقلال کشورها مخالفند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه استقلال به معنای بداخلاقی و قهر کردن با دنیا نیست، خاطرنشان کردند: استقلال به معنای سدّی در مقابل نفوذ کشورهایی است که می خواهند منافع ملت‌ها را تحت‌الشعاع منافع خود قرار دهند.

ایشان لازمه تأمین و حفظ استقلال را تکیه صریح و شفاف بر مبانی، اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به سیره امام‌خمینی(ره) در بیان صریح و بدون ابهام مواضع، افزودند: امام(ره)، موضع خود را درخصوص رژیم طاغوتیِ موروثیِ استبدادی و سلطنتی، بدون ملاحظه و پرده پوشی بیان کردند، امام(ره) نظر خود را درباره لزوم استقرار نظام مبتنی بر اسلام و ارزش‌های اسلام به صراحت اعلام کردند، امام(ره) موضع خود را در مقابل شبکه صهیونیستی خطرناکِ حاکم بر دنیا و همچنین رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای مطرح کردند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امام بزرگوار(ره) بدون هیچ پرده‌پوشی نظام سلطه را که همان نظام بین‌المللی معتقد به تقسیم دنیا به«سلطه پذیر و سلطه گر»، است، رد کردند و صریح و شفاف در مقابل تجلی واقعی این نظام سلطه یعنی دولت آمریکا، موضع گرفتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: این موارد، اصول و پایه‌های انقلاب اسلامی است و بعد از گذشت 35 سال، این اصول و اهداف همچنان تغییر نکرده و نظام اسلامی با پافشاری بر این اصول و حرکت در این مسیر به پیشرفت‌های حیرت‌انگیزی در بخش‌های مختلف دست یافته و به یک قدرت بزرگ منطقه‌ای و یک عنصر مؤثر بین‌المللی تبدیل شده است.

ایشان افزودند: ایستادگی صریح و مستحکم ملت ایران بر اصول و مبانی انقلاب موجب شده است که با وجود سیاست«ایران‌هراسی» دستگاه‌های تبلیغاتی وابسته به قدرت‌های مداخله‌گر در سال‌های اخیر، اکنون ملت‌های دنیا و حتی نخبگان بی‌غرض، ملت ایران را به عنوان ملتی شجاع، با صداقت، هوشمند، مقاوم و صبور  بشناسند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امروز نه تنها محبوبیت و آبرومندی ملت ایران کاهش نیافته بلکه افزایش هم پیدا کرده است ولی در مقابل، نفرت ملت‌ها از آمریکا بیشتر شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه«راز ماندگاری» نظام جمهوری اسلامی ایران بر ریل انقلاب و خطوط اصلی امام،«صراحت در اعلام مبانی و مواضع» بوده است، گفتند: به هیچ‌وجه نباید این صراحت و شفافیت را دربرابر دوستان و دشمنان ملت ایران از دست داد و مواضع جمهوری اسلامی ایران باید شفاف و صریح بیان شود.

ایشان تأکید کردند:«تاکتیک‌ها و شیوه‌های کار» را می‌توان تغییر داد اما«اصول و مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و همین موضوع راز استحکام و پیشرفت کشور است.

رهبر انقلاب اسلامی شناخت دقیق دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی را نیز مهم ارزیابی کردند و افزودند: دشمنان انقلاب، چند قدرت فاسد و بی آبرو در دنیا هستند اما دوستان انقلاب اسلامی، همه ملت‌هایی هستند که شعارهای انقلاب و پیام ایستادگی همراه با مظلومیت ملت ایران را درک کرده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای،«راز استحکام و اقتدار نظام اسلامی» را حمایت مردم از نظام اسلامی و پیوستگی آنان با نظام دانستند و گفتند: مسئولان آمریکایی در مذاکرات با مسئولان کشور، می‌گویند ما به دنبال تغییر رژیم ایران نیستیم در حالی که دروغ می‌گویند زیرا آنها اگر توانایی این کار را داشته باشند، لحظه‌ای درنگ نخواهند کرد.

ایشان افزودند: دلیل دیگر در ناتوانی آمریکا در تغییر نظام اسلامی، اتکاء این نظام به ایمان‌ها، محبت‌ها و اراده‌های مردم است.

رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از انقلاب و شعارها و ارزش‌های آن را بعد از گذشت ده‌ها سال، در دنیا بی‌نظیر خواندند و تأکید کردند: در روز 22 بهمن همه خواهند دید که ملت ایران بار دیگر در همه شهرها با استحکام به صحنه خواهد آمد و اقتدار ملی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین،«راز موفقیت و پیشرفت‌های ملت ایران» را، ایستادگی و«راز امنیت ملت» را نشان دادن اقتدار ملی دانستند و خاطرنشان کردند: یکی از مظاهر اقتدار ملی، اجتماعات عظیم مردم همچون راهپیمایی 22 بهمن و همچنین انتخابات گوناگون است و هنگامی که مردم اقتدار ملی را به رخ دشمن می‌کشند، دیگر کاری از دست دشمن بر نمی‌آید.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات و مواضع اخیر مقامات آمریکایی گفتند: این اظهارات، برای مردم ما مایه عبرت است. ملت ایران مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی‌ادبانه آمریکایی‌ها را زیر نظر داشته باشد، تا همه، دشمن را به خوبی بشناسند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش برخی برای«تغییر نظر مردم» درخصوص دشمنی آمریکا، خاطرنشان کردند: در همین اظهارات، دشمنیِ دشمن و دورویی او را ببینید. آمریکایی‌ها در جلسات خصوصی با مسئولان ما به یک گونه صحبت می‌کنند و خارج از این جلسات، به گونه‌ای دیگر، این همان دورویی و نیت سوء و پلید دشمن است که ملت باید این موارد را با دقت نظاره کند.

ایشان افزودند: این مواضع و اظهارنظرها، نشان‌دهنده درستی همان توصیه همیشگی به مسئولان کشور یعنی«لزوم حفظ اقتدار درونی» است و خوشبختانه مسئولان اقتصادی به این نتیجه رسیده‌اند که راه برطرف کردن مشکلات، تقویت ساخت درونی است و مقدمات لازم برای این کار را آغاز کرده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی بار دیگر تأکید کردند: تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور، نگاه به ظرفیت‌های بی‌شمار درونی است و نه نگاه به بیرون و برداشته شدن تحریم‌ها. به دشمن نمی‌توان چشم دوخت و از دشمن نمی‌توان انتظار داشت.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی اظهارنظرهای مقامات آمریکایی مبنی بر اظهار دوستی با ملت ایران، افزودند: آنها در این خصوص نیز دروغ می گویند. از یک طرف می‌گویند با ملت ایران دوست هستیم اما از طرف دیگر این ملت را تهدید می‌کنند و انتظار هم دارند که جمهوری اسلامی از قدرت دفاعی خود بکاهد و این، واقعاً تمسخیرآمیز است.

فرمانده کل قوا تأکید کردند: ملت ایران و مسئولان در بخش‌های مختلف به ویژه نیروهای مسلح، به توفیق الهی، روز به روز قدرت دفاعی خود را افزایش خواهند داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای«تکیه بر نیروی داخل» را نجات‌دهنده کشور و زمینه‌ساز حل مسائل گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دانستند و افزودند: سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در آینده نزدیک ابلاغ خواهد شد و در پی آن، اقدامات و ساخت‌های لازم برای ایجاد اقتصاد مقاومتی به وجود خواهد آمد.

ایشان چند توصیه هم به مردم و مسئولان داشتند.

توصیه اول، تأکید بر حفظ وحدت آحاد ملت، مسئولان و نخبگان و جلوگیری از مخدوش شدن متن بوسیله حواشی بود.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: امروز متن حرکت ملت ایران، ایجاد اقتدار درونی و ایستادگی در مقابل طوفان‌های مخالفت و معارضه است که به لطف خداوند، ملت ایران همانند 35 سال گذشته این طوفان‌ها را خنثی خواهد کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: باید وحدت میان مردم و مسئولان از طریق اعتماد مسئولان و مدیران کشور به مردم و همچنین اعتماد مردم به مسئولان افزایش یابد.

توصیه دیگر رهبر انقلاب اسلامی ، به منتقدان دولت و همچنین مسئولان دولتی بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، منتقدان را به انصاف و شرح صدر فراخواندند و خاطرنشان کردند: دولت، چند ماهی بیش نیست که مسئولیت را به عهده گرفته است، باید به مسئولان فرصت داده شود که کارها را با قدرت به پیش ببرند، ضمن آنکه منتقدین باید در قبال دولت، با شرح صدر برخورد کنند.

ایشان مسئولان دولتی را هم به شرح صدر در برابر منتقدان دعوت کردند و گفتند: همه باید به یکدیگر احترام بگذارند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برخی عوامل دشمن در داخل کشور، تأکید کردند: نباید با غفلت از این عوامل، اجازه داد که آنها از برخی نقاط ضعف استفاده و در حرکت کشور خلل ایجاد کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: همه باید با کمک یکدیگر در راه امام(ره) و مسیر اقتدار کشور، به پیش رویم و به لطف خداوند، این ملت موفق خواهد شد که همه امور را به بهترین وجه جلو ببرد.

رهبر انقلاب اسلامی در پایان یک اطمینان خاطر هم دادند و گفتند: ملت ایران در قضیه هسته‌ای و در دیگر قضایا، بر دشمنان پیروز خواهد شد.

در ابتدای این دیدار امیر سرتیپ خلبان حسن شاه‌صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش با تبریک ولادت امام حسن عسکری(ع) و گرامیداشت نوزدهم بهمن سالروز بیعت تاریخی همافران با امام‌خمینی(ره)، گزارشی از توانمندی‌های داخلی و پیشرفت‌های نیروی هوایی ارائه و تاکید کرد: هیچ نقطه‌ای برای در هم شکستن هیمنه دشمن دور از دسترس سربازان ملت نیست.

فرمانده نیروی هوایی ارتش با بیان اینکه ورشکست‌گان سیاسی غرب از روی میز بودن گزینه نظامی حرف می‌زنند، تصریح کرد: هشت سال ایستادگی و تحقیر جبهه استکبار بخشی از تاریخ مشترک ما و آنهاست که مطالعه آن را به رجزخوانان تهیدست توصیه می‌کنیم و یقیناً پاسخ ما قاطع، پشیمان‌کننده و غرورانگیز خواهد بود.

منبع: فرهنگ نیوز



کلمات کلیدی : بیانات در دهه 90
انتظارات پیامبر اسلام صل الله علیه و اله
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 12:6 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم

قسمتی از بیانات امام خامنه ای در سالروز ولادت پیامبر اعظم صل الله علیه و آله:

« آنچه در سالگرد این ولادت براى دنیاى اسلام و جامعه‌ى اسلامى مهم است، این است که انتظارات پیامبر اکرم از جامعه‌ى اسلامى را مدّ نظر قرار بدهد و سعى کند و مجاهدت کند که این انتظارات برآورده شود؛ سعادت دنیاى اسلام در این است و لاغیر.»

امام خامنه ای به نکته ای دقیق و مهم اشاره فرمودند که نیاز همه جوامع بخصوص کشورهای اسلامی ست.

با کمی مطالعه درخصوص سیره رسول اکرم صل الله علیه و آله و حکومت های اسلامی در این زمانه به تفاوت های بزرگی خواهیم رسید که جای بسی تأسف دارد.

پیامبر اسلام در طی سالهای ابلاغ وحی و پیامبری خود، همیشه و همه جا حق گفتند و از حق دفاع کردند و دربرابر طاغوت ها با تمام توان ایستادند، اما امروز می بینیم اکثر کشورهای اسلام دست در دست دولت های مستکبر و طاغوتی گذاشته و همراه با دشمنان اسلام بر علیه اسلام و مسلمانان عمل می کنند و هیچ توجهی به آیات قرآن و سفارش های پیامبر اسلام ندارند.  امروز القاعده و وهابیت تکفیری و دیگر گروه های دنباله رو ، دقیقاً خواسته قلبی امریکا و صهیونیست را اجرا می کنند؛ خواسته ای که فقط و فقط به نابودی اسلام و تفرقه و جنگ بین مسلمانان می اندیشد. غرب صهیونیست تنها مشتاق ضعف مسلمانان بوده و از مسلمان ضد استکبار بیزار است و برای از بین بردنشان از هیچ کاری فروگذار نخواهد بود.

پس همه باید بیدار باشیم و آنچه فرستاده خداوند از ما انتظار دارد را برآورده کنیم و نه غیر آن که هر کس بر خلاف این مسیر شنا کند حتماً گرفتار سیل ویران کننده خشم الهی خواهد شد.




کلمات کلیدی : بیانات در دهه 90
ورزش های پیشنهادی 1
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 1:44 عصر

در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گرفت:

آشنایی با ورزش‌های پیشنهادی رهبر معظم انقلاب+تصاویر

رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى به چند بازی و ورزش ملی و سنتی اشاره کرده اند که امروز این بازی‌ها را یک بررسی کلی و اجمالی خواهیم کرد.

  به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، رهبر معظم انقلاب روز گذشته در دیدار اعضای شوراى عالى انقلاب فرهنگى بیانات خاصی در زمینه به ورزش و تفریح جوانان و نوجوانان کشور داشتند. ایشان در میان بیانات خود آورده اند: "... فیلم هم چیز جذّابى است؛ سینما خیلى عنصر جذّابى است، رسانه‌ى فوق‌العاده‌اى است، یعنى واقعاً الان هیچ‌چیزى مثل سینما نیست از لحاظ اثرگذارى؛ خب روى این زمینه کار بکنید؛ کارهاى ابتکارى بکنید؛ اسباب‌بازى همین‌جور، بازىِ رایانه‌اى همین‌جور، عروسک همین‌جور، اینها چیزهایى است که لازم است." 

رهبر معظم انقلاب در ادامه سخنان خود نگاهی به ورزش های سنتی داشتند و از مسئولین درخواست کردند تا ورزش های سنتی و بازی های ایرانی را ترویج دهند و فرمودند: " ... اسباب‌بازى رایج بچّه‌هاى ما شده تفنگ. خب بابا! آمریکایى‌ها که پدرجدّ ما در این کارند، الان پشیمانند، درآن درمانده‌اند که چه‌کار کنند. ما بچّه‌هاى خودمان را که اَلَک‌دولَک بازى میکردند که تحرّک داشت و خوب بود، گرگم‌به هوا بازى میکردند که کار بسیار خوبى بود و ورزش بود و بازى و سرگرمى بود، یا این چیزى که خط کشى میکنند و لىِ‌لىِ میکنند - بازىِ بچّه‌هاى ما اینها بود - آورده‌ایم نشانده‌ایم پاى اینترنت، نه تحرّک جسمى دارند، نه تحرّک روحى دارند، و ذهنشان تسخیر شده به وسیله‌ى طرف مقابل. خب بیایید بازى تولید کنید، بازى ترویج کنید، همین بازى‌هایى که بنده حالا اسم آوردم و ده‌تا از این قبیل بازى [که‌] بین بچّه‌هاى ما از قدیم معمول بوده را ترویج کنید؛ [این‌] یکى از کارها است، اینها را ترویج کنید."

ایشان همچنین در مورد ورزش های ملی و میهنی فرمودند:" ... ما همه‌اش نباید نگاه کنیم ببینیم که غربى‌ها از چه‌جور بازى‌اى حمایت میکنند، ما هم از همان بازى حمایت بکنیم. خب حالا من نمیخواهم راجع به بعضى از این ورزشها چیزى بگویم، امّا خب ما خیلى کارهاى خوب داریم که مال ما است؛ من [قبلاً] گفتم،چوگان مال ما است، دیگران به اسم خودشان کردند؛[خب‌] این را ترویج کنید؛ ورزش باستانى یک ورزش زیبا و هنرى است، خب این را ترویج کنید؛ اینها را پیش ببرید و ترویج کنید که بچّه‌ها [سراغ اینها] بروند." 

پیرو سخنان مقام معظم رهبری نگاهی به چند ورزش که ایشان در سخنان خود ذکر کرده اند خواهیم داشت تا خوانندگان با ورزش های ایرانی و بازی و سرگرمی های ملی بیشتر آشنا شوند و فرهنگ آن در میان مردم بیشتر دیده شود. 

** چوگان 

این ورزش بازی شاهان نامیده شده‌است (زیرا بیشتر در میان پادشاهان و بزرگان رواج داشت) و از ورزشهای کهن ایرانی است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده می‌شود برگرفته شده‌است. این بازی در ابتدا ورزشی عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسب‌های جنگی خود را به نمایش می‌گذاشتند.

چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و آن را در سراسر اروپا پخش کردند. بعدها نیز ورزش‌هایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دسته‌های استفاده شده در این بازی‌ها به همان چوب چوگان برمی‌گردد.

این ورزش در ایران پس از صفویان کم کم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی می‌شود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمین‌هایی سرپوشیده برای زنان انجام شده‌است.

مشخصه‌های زمین چوگان

طول و عرض زمین چوگان به ترتیب 274 و 145 متر است (البته در کشور ایالات متحده آمریکا و آرژانتین این ابعاد کمی از استاندارد رایج بزرگ‌تر می‌باشد). طول دروازه نیز 7 متر می‌باشد.



 مدت زمان مسابقه

یک بازی چوگان به 6 دوره زمانی (چوکه) که هر کدام 7 دقیقه می‌باشد تقسیم می‌شود. البته این استاندارد مربوط به کشور انگلستان می‌باشد ولی در آرژانتین و آمریکا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوکه استراحتی معادل3 دقیقه و بین دو نیمه 5 دقیقه در نظر گرفته می‌شود.

تعداد بازیکنان

در هر تیم چهار نفر بازی می‌کنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهم‌تر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازی‌ای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمت‌های مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد. در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند.

هدف و قوانین بازی

هدف این بازی فرستادن توپ در دروازه? حریف می‌باشد. هنگامی که توپ از پشت دروازه خارج می‌شود، پرتاب توپ به تیم مورد حمله قرار گرفته تعلق می‌گیرد، مگر این که خود این تیم باعث خارج شدن آن شده باشد. در این صورت به تیم مقابل یک پرتاب آزاد (از 84 متری محل خروج) تعلق می‌گیرد. پس از هر گل، دو تیم زمین خود را تعویض می‌کنند و داور توپ را در مرکز زمین قرار می‌دهد. در صورتی که دو تیم برابر شوند، وقت اضافی به آن‌ها تعلق می‌گیرد و اولین تیمی که گل بزند برنده اعلام می‌شود. هنگامی که بازیکنی به سمت جهتی که توپ در آن پرتاب شده‌است می‌تازد، تقدم با اوست در صورتی که (و تنها در این صورت) که توپ در سمت راست او باشد. در این صورت هیچ بازکنی اجازه ندارد راه او را سد کند، مگر آن که در فاصله? معقولی قرار گیرد که هیچ جای خطر نباشد.

اسبهای چوگان

در ورزش چوگان معمولاً از اسبهای کوتاه قد استفاده می‌شود، بدین منظور پونی‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. در یک بازی معمولاً از یک اسب حداکثر در دو چوکه استفاده می‌شود، البته باید بین آن‌ها یک چوکه استراحت به اسب داده شود.

 وسائل ضروری اسب در حین مسابقه چوگان

بانداژ برای حفاظت چهار ساق اسب به منظور عدم برخورد ضربات توپ و یا چوب چوگان به ساق‌ها.
انتخاب افسار (دهنه، لگام) مناسب جهت کنترل هرچه بهتر اسب در حین مسابقه. 

 وسائل ضروری سوارکار

 کلاه ایمنی مخصوص چوگان
 دستکش
شلاق چوگان که اندازه آن تقریباً معادل 106 سانتیمتر می‌باشد و علت آن نیز سهولت استفاده از آن حین مسابقه‌است.
چکمه سوارکاری بدون بند
 زانوبند 

** ورزش باستانی 

زورخانه جای نیکان ، پاکان و مکتب فتوت و جوانمردی است .زورخانه بنایی است مسقف که در وسط آن گودی کنده شده و در اطراف این گود ، غرفه هایی برای نشستن تماشاچیان و کندن لباس و گذاشتن آلات و اسباب ورزشی بنا گردیده است .

سقف اصلی زورخانه که گود در زیر آن واقع شده ، بلندتر از سقف های دیگر بناهاست و در بالای این سقف پنجره ای برای روشنایی نصب گردیده و درب ورودی به مقداری کوتاه است که باید با قامت خم شده از آن عبور کرد و این اولین نشانه فروتنی و تواضع جبری کسی است که وارد زورخانه می شود .

 زورخانه جای نیکان ، پاکان و مکتب فتوت و جوانمردی است . ادب ، صفا ، فروتنی و گذشتی که بین ورزشکاران زورخانه حاکم است در جوامع دیگر کمتر دیده می شود . 

اصطلاحات زورخانه

کهنه سوار و مرشد ، پیشکسوت ، پیش قدم ، پیش خیز ، نوچه ، نوخاسته ، ساخته ، صاحب زنگ و صاحب ضرب ، پهلوان و صاحب تاج اصطلاحاتی است که در زمان زورخانه متداول است

زمان ورود

به هنگام ورود به زورخانه به سبب کوتاهی درب ورودی می بایست خم شد و متواضعانه وارد شد .

گود زورخانه بستگی به تناسب بنا بعضی مربع و بعضی مسدس ساخته شده است و در لبه ی گود بجای هزاره ، چوب هایی نصب کرده اند تا بر اثر ضرب دست کشتی گیران یا جست و خیز ورزشکاران ریزش نکند .

سابقاً هنگام ساختن گود ، ابتدا مقداری بوته ی صحرایی خشک روی هم می گذاشتند و روی آن را با قشری از خاکستر و بعد با خاک رس می پوشانیدند و در نتیجه ته گود مدتها حالت فنری داشت و بعد از چند سال مجدادا خاک گود را برداشته زیرسازی آن را تجدید می کردند . لیکن اکنون این رویه متروک گردیده و اغلب سطح گودها با تخته یا فیبر و انواع کفپوش ها پوشانیده می شود .

در یکی از غرفه ها که مدخل زورخانه محسوب می شود ، سکویی به نام سردم برای نشستن مرشد زورخانه ساخته اند . سکویی مدور یا مربع به ارتفاع یک متر و بعضی قدری بلند تر ، در جلوی سردم و به طرف گود ، چوب بستی می سازند برای آویختن زنگ و نصب پرهای قو (معروف به ابلق) که در ارتش قدیم به جای درجه بهکلای خود نصب می شده و همچنین سایر مظاهر پهلوانی و شجاعت از قبیل پوست پلنگ ، زره ، شمشیر و سپر در جلوی سردم اجاقی است که برای گرم کردن ضرب و نیز قهوه جوش مخصوص طبخ زنجبیل و دارچین که بعد از به ورزشکاران خورانده می شود پهلوی آتش این اجاق قرار می گیرد . خوردن زنجبیل و دارچین دم کرده یا پخته پس از ورزش در زورخانه علاوه بر تغییر ذائقه گویا برای رفع رطوبت گود بوده است .

چراغ سردم

سردم در عرف پهلوانان جای مقدسی به شمار می رود و روشن نگاهداشتن آن همانند روشن نگاه داشتن سقاخانه ها کاری لازم الاجرا بوده است و پولی که اهل سردم از مردم می طلبیدند به عنوان چراغ سردم بوده است که تدریجاً به طور مطلق آن پول را چراغ گفته اند .

چنانچه مشهور است میل زورخانه به منزله گرزی است که در جنگهای قدیم به کار می رفته که میل ها به تدریج از آهن به چوب تغییر یافته و از شکل گرز خارج و به صورت فعلی درآمده است و غرض از میل گرفتن عادت دادن دستها به استعمال گرز در جنگ بوده است .

انواع میل زورخانه

نوعی از چوبهای ثقیل و وزین برای ورزش

نوعی از چوبهای سفید رنگ و کوچک برای میل بازی و شیرین کاری که دسته های آن را تا حد امکان بلندتر می ساختند تا در موقع بازی ، چرخاندن ، پرتاب کردن و رها کردن آن به راحتی انجام شود .

در سالهای دور میل های دیگری هم در زورخانه وجود داشته اند که عبارت بود از یک یا دو جفت میل بسیار سنگین که اکنون استفاده از آنها مرسوم نیست .



میل بازی

بازی هایی که به وسیله میل انجام می شود ، نظم و قانون معینی ندارد و هر ورزشکار با ذوق و سلیقه خود انواع بازی ها را انجام می دهد و آنچه مشاهده گردیده ، میل بازها متجاوز از 30 نوع بازی می کنند و این کار یکی از شیرین ترین اعمال ورزش باستانی است .

میل های بزرگ

میل های بزرگ مخصوص ورزش وزن معینی ندارد و اکثر وزن آنها از جفتی 12 تا 30 کیلو می باشد . اما میل های بازی وزنشان از 5 الی 6 کیلو بیشتر نیست .

سابقاً معمول نبود ورزشکاران میلهای خود را دسته جمعی از جای خود بلند کنند ، بلکه جلوتر ازهمه ، کسی که نسب سیادت داشت میل خود را با آهنگ ضرب بلند کرده و چند حرکت مختصر به صورت میل بازی انجام داده و میلها را روی شانه خود می گذاشت و بعد از این عمل از پیشکسوت ترین نفر شروع و به اشخاص مبتدی ختم می گردید که در حال حاضر این رویه ترک شده است و برای جلوگیری از اتلاف وقت همه افراد میل ها را دفعتاً بر روی شانه های خود می گذارند .

برای میل گرفتن شمارشی معمول نیست ، بلکه مرشد زورخانه با آهنگ ضرب و خواندن اشعار ورزشکاران را مشغول می دارد و همین که میان دار میل ها را از روی شانه به روی زمین آورد سایرین هم از وی تبعیت کرده و میلها را به جای خود می نهند .

گورگه

این کلمه در سالهای اخیر خاصه در تهران به جای میل زورخانه مصطلح شده است ، در صورتی که گورگه گرفتن نوعی از میل گرفتن است که ورزشکار حرکات خود را به نهایت سرعت رسانیده و میل ها را به اصطلاح سر مچ گرفته و مرشد هم آهنگ مخصوصی برای این حرکت می نوازد و آن آهنگ را از قدیم گورگه گفته اند و کلمه گورگ یا گورگه از لغات مغولی است که در فارسی باقی مانده است و نام نوعی از طبل یا نقاره است که در قدیم در جنگ با آهنگ خاصی می نواخته اند .

جامه‌های ورزش باستان

تُنْکه یا تُنْبان نَطعی : شلوار کوتاهی است که ران را تا زیر زانو می پوشاند و آن را هنگام ورزش کردن و کشتی گرفتن می پوشند. این تنبان از یک رویة چرمی یا پارچة ماهوتی ستبر و چند لایة آستر کرباسی دوخته شده است . رویة آن بیشتر به رنگ آبی مایل به سبز است.
    
کمر و نشیمنگاه و سر دو زانوی تنکه از چرم است. روی رانهای تنکه گل و بوته های بزرگی ـ بیشتر بوته جقّة سرکج ـ قلاب دوزی شده است . بالای تنکه را «برج» ، پیش روی تنکه را که زیر شکم می افتد « پیش قبض» 1، روی زانو را ( پیش کاسه) یا ( سَر کاسه) و پشت زانو را ( پَس کاسه) می نامند.

لُنْگ: همان لنگی است که مردان در گرمابه میبندند. در روزگار ما به جای پوشیدن تنکه ، ورزشکاران لنگی روی « زیر شلوار» خود می بندند و در گود میروند و بستن آن چنین است :

دو سر از پهنای لنگ را در کمر گاه بر روی ناف گره می زنند و پایین لنگ را که آویزان است از پشت پا می گیرند و از میان دو پا بالا می برند و در «پیش قبض» که همان «گره» است فرو می کنند.  

گردانندگان زورخانه

مرشد : امروز در زورخانه مرشد به کسی می گویند که آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی «سَرْ دَمْ» می نشیند و با آهنگ های گوناگون که هر کدام ویژة یکی از حرکات ورزشی است ضرب میگیرد و شعرهای رزمی که بیشتر از شاهنامة فردوسی برگزیده می شود می خواند و صدای ضرب و آواز     [7]      خود را با حرکات ورزشکاران ، هماهنگ می کند و آنان را به ورزش بر می انگیزد . در قدیم « مرشد» یا «کهنه سوار» کسی بود که کار آموزش ورزشکاران و پهلوانان با او بود. کهنه سوار در هنگام ورزش لنگی به دوش می انداخت و چوبی هم که به آن «تعلیمی» می گفتند در دست می گرفت و در کنار گود می نشست و باستانی کاران یا کشتی‌گیران را در کارهای ورزشی و کشتی گیری راهنمایی می کرد. کهنه سواران یا مرشدان از چابک‌ترین و آزموده‌ترین پهلوانان و ورزشکاران بودند . ( گویا مرشد امروزی را «ضرب گیر» می خواندند) .

مُشتُ مالچی : کسی است که پیش از ورزش به ورزشکاران و پهلوانان لنگ و تنکه میدهد و پس از ورزش آنها را مشت و مال میکند، تا کوفتگی و خستگی از تنشان بدر رود و پادویی زورخانه نیز با مشت مالچی است

مقام ورزشکاران در زورخانه

پیش کِسوَت : پیش کسوت در زورخانه به کسی می گویند که سالمندتر و آزموده تر از ورزشکاران دیگر باشد . پیش کسوت از همه گونه ورزشهای باستانی و ریزه کاریهای یکایک آنان آگاه است و می تواند بهتر و سنگین تر از دیگران ورزشهای باستانی را انجام دهد.

میاندار: ورزشکاری است که در گود روبروی مرشد و میان ورزشکاران دیگر می ایستد و گرداندن ورزش و پیش و پس انداختن کارهای ورزشی را به عهده می گیرد. ورزشکاران هنگام ورزش به او نگاه و از حرکات ورزشی او پیروی می کنند. میاندار باید مانند پیش کسوت آزموده و آگاه از همه گونه ورزش و ریزه کاریهای یکایک آنها باشد. معمولاً پیش کسوت هر زورخانه میاندار آنجا می شود.

پهلوان: به کسی گفته می شود که بسیار آزموده و چابک و کار کرده باشد و هماوردی نداشته باشد.

نوخاسته: جوان نوچه‌ای است که آزمودگی یافته و پهنة کارهای ورزشی خود را گسترش داده و برای کشتی گرفتن و ورزشهای «تو گودی» به زورخانه های دیگر می رود.

نوچه: به جوان ورزشکاری گفته می شود که زیر نظر پهلوانی، فن های کشتی را می آموزد و شاگرد او به شمار می رود. او از نظر تردستی و چابکی برگزیده‌ترین شاگردان آن پهلوان است.



کلمات کلیدی : بیانات دهه 90
ورزش های پیشنهادی 2
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 1:43 عصر

ادامه...

شیوة ورزش باستانی

سنگ گرفتن: سنگ گیرنده در بالای گود در جایی از زمین که لنگ انداخته اند به پشت می‌خوابد و سه بالش، یکی را زیر سر و دوتای دیگر را زیر بازوی راست و چپ می گذارد و دو سنگ با دو دست خود چنان می گیرد که سرهای هلالی آن دو به سوی سرش باشد و پی در پی به پهلوی چپ و راست می‌غلطد. هنگامی که بر پهلوی چپ است سنگی را که در دست دارد مستقیم چنان بالا می برد که بازوی خمیده‌اش راست شود و به همان شیوه هنگامی بر پهلوی راست است سنگی را که در دست چپ دارد مستقیم به بالا می برد. این گونه سنگ گرفتن را «غلطان» می گویند. گونة دیگر سنگ گرفتن آن است که ورزشکار به پشت می‌خوابد و پاهایش را دراز می کند و دو سنگ را باهم پی در پی روی سینه بالا و پایین می برد، این سنگ گرفتن را (جُفتی) می‌نامند. مرشد، سنگ گرفتن ورزشکاران را تا (117) یا (114) بار می شمارد و اگر سرگرم ضرب گرفتن برای ورزشکاران درون گود باشد، یکی از دوستان سنگ گیرنده سنگهای او را می شمارد. شمارة (117) و (114) میان باستانی کاران مقدس است و مرشد یا دیگران از این دو شماره بیشتر نمی شمارند. (117) اشاره به صدوهفده تن کمر‌بستة مولا است و (114) اشاره به یکصدوچهارده سورة قرآن است. سنگ شمار یا مرشد پیش از سنگ گرفتن برای شور بخشیدن به سنگ گیرنده (سرنوازی) می خواند:

هر کار که می کنی بگو بسم اللهتا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت که رسد به حلقة سنگ بگو لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله

و سپس شمارش را چنین آغاز می کند:

لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله العلی الَعظیم.

بِسِم اللهِ الـّرحمنِ الرحیم

اول خدا ـ دو نیست خدا ـ سبب ساز کل سبب یا (سید کائنات) چاره ساز بیچارگان الله ـ پنجة خیبر گشای علی ـ شش گوشه قبر حسین ـ امام هفتم باب الحوایج ـ قبله هشتم یا امام رضا ـ یا اما محمد تقی روحی فداه و جسمی ـ دهندة بی منت الله ـ یا امام حسن عسگری دخیل ـ جمال امام زمان صلوات. یا (جمال هشت و چهار صلوات) ـ زیاده باد دین خاتم انبیاء ـ ای چهارده معصوم پاک ـ نیمه کلام الله مجید ـ شانزده گلدسته طلا ـ صد وهفده کمر بسته مولا ـ خدای هجده هزار عالم و آدم ـ بر بی صفتان روزگار لعنت ـ یا (بر نمک نشناس لعنت) ـ بیس (بیست) لعنت خدا بر ابلیس ـ یک بیس (بیست و یک) آقای قنبر علیس (علی است) ـ دوبیس مرد دو عالم علیس ـ چاربیس بیمار دشت کرب و بلا (کربلا) یا (ناز چهار ستون بدنت) ـ پنج تن زیر کسا ـ شش ساق عرش مجید یا (باقر العلوم بعد از نبی) علی است) ـ سه بیس یا علی مثلت کیس(کیست) هفت بیس یا علی موسی بن جعفر ـ هش بیس یا علی بن موسی الرضا ـ نُه بیس نوح نبی الله ـ سی ختم کلام الله ـ یک سی گرفتی ماشاءالله ـ دوسی بُرّایش ذولفقار ـ نیستی جان کُفّار ـ چارة بیچارگان خود الله ـ دادرس درماندگان خود مولا ـ یا ابوالفضل العباس دخیل ـ یا موسی بن جعفر ـ یا علی بن موسی الرضا بطلب ـ نه سی طوفان بلا ـ چهل ختم اولیاء و انبیاء ـ یک چل بزرگ است خدا ـ دو چل محمَّد است مُصطفا ـ سه چل علیس شیر خدا ـ چار چل یا فاطمة زهرا ـ پنج چل خدیجه کبرا امُ المؤمنین ـ شش چل ابراهیم خلیل الله ـ هفت چل موسی کلیم الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ نه چل آدم صفی الله ـ پنجاه، هزار بار بر جمال خاتم انبیاء صلوات ـ    [9]    ز آدم و حّوا دگر نبی الله ـ شعیب و یوسف و یعقوب ـ پس خلیل الله ـ ملائکان مُقّرب ـ

دگر ز جبرائیل ـ ز حسُن یوسف ـ جمال شصت بند دیو ، علی را صلوات .

در این هنگام مرشد برای دنبال کردن شماره و رساندن آن به (114)‌ یا (117) از پنجاه به پایین می شمارد بدینگونه:

نه چل آدم صفی الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ هفت چل موسی کلیم الله . . . . . . . تا به شماره یک برگردد. (17) شماره یا (14) شماره بازمانده از (117) یا (114) را دوباره از یک به بالا می شمارد. ولی اگر مرشد از شمارة شصت به پائین شمرده باشد سه شماره یا شش شماره به یک مانده که روی هم (117) یا (114) شماره می شود شماره را به پایین می رساند. البته این اندازه شمارش در صورتی پیش می آید که سنگ گیرنده به تواند (117) یا (114) بار سنگ بگیرد.
    
 جای ایستادن ورزشکاران در گود

در گود هر یک از ورزشکاران به فراخور مقام خود در جایی می ایستند. کار کُشته‌ترین و کار آزموده‌ترین و سالمندترین آنها که پیش کسوت دیگران خواهد بود «میاندار» می شود و میان گود روبروی مرشد می ایستد . ورزشکاری که پس از او از ورزشکاران دیگر سالمندتر و آزموده تر است پای (سَر دَم) می‌ایستد . اگر در میان ورزشکاران «سیّد» ی باشد و در ورزش باستانی پختگی چندان هم نداشته باشد پای (سَر دَم) می ایستد و اگر شایستگی میانداری داشت در میان گود می رود و میانداری می کند. در این صورت پیشینه‌ترین ورزشکار روبروی او (پای سر دم) یا پشت او می ایستد. ورزشکاری که از دیگران ناآزموده تر و ناپخته تر است و به او (تازه کار) می گویند، جایش در گود پشت سر میاندار است. دیگر ورزشکاران از بزرگ تا کوچک (از نظر آزمودگی) به ترتیب کنار گود دورادور میاندار می ایستند.

شنا رفتن

پیش از شنا رفتن، میاندار یکی از تخته شناها را که در غرفه ای روی هم ریخته شده است برمی‌دارد و به دنبال او ورزشکاران یکی پس از دیگری ، تخته ای را برمی دارند و درو گود می‌ایستند. سپس میاندار دور گود می‌گردد و به هر یک از ورزشکاران میانداری کردن را تعارف می کند. آنگاه از همه رخصت می طلبد و تخته‌اش را در میان گود می گذارد و زانوان و پنجه پا در کف گود قرار می دهد و دو لبه تخته شنا را با دست می گیرد . گاهی مرشد یا میاندار از ورزشکاری که آوزای خوش و گیرا دارد درخواست می کند که چند بیتی به مناسبت حال و مقام بخواند و پیش از اینکه او خواندن را آغاز کند «میاندار» یا «مرشد» می گوید: (مزد دهنش به محمد صلوات) و همه صلوات می فرستند و با صلوات فرستادن ورزشکاران ، آوازه خوان کمی خستگی در می کند و سرانجام آواز خود را چنین به پایان می رساند:       [10]

یا رَب بِه حَـّقِ نادَ علیاً سَیَنْجَلی یا رَب بِه حَـّقِ شاه نَجَف مُرْتضی عَلی

افتادگان وادی غم را بگیر دست یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی
        

میاندار و ورزشکاران میل می گیرند
        

و آنگاه همه صلوات می فرستند سپس میاندار دو پایش را پس می برد و از یکدیگر باز می گذارد و به مرشد نگاه می کند . ورزشکاران هم به پیروی از میاندار چنان می کنند مرشد زنگ را به صدا در می آورد و به ضرب می زند و با هر تک ضربه محکمی که می کوبد ورزشکاران سینة خود را به سوی تخته شنا خم و نزدیک می کنند . گاهی در کشاکش شنا رفتن میاندار با صدایی که از خستگی بریده به گوش می رسد فریاد می زند (علی بابا) و با دست به مرشد اشاره می کند که آهنگ ضرب را تندتر کند تا آنها شیوة شنا رفتن را عوض کنند.
    
ورزشکاری در میان گود چرخ تیز می زند
    
ورزشکاران چهار گونه شنا می روند:

شنای کرسی ـ شنای دست و پا مقابل ـ شنای دو شلاقه ـ شنای پیچ.

شنای کرسی: در این شنا ورزشکاران پس از این که تخته شنا را بر کف گود گذاشتند دو سر آن را می گیرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا که بتوانند چنان از هم باز می کنند که کف پاهایشان از کف گود بلند نشود و سپس شنا می روند.

شنای دست و پا مقابل : در این شنا ، دو دست ورزشکار بر روی تخته به فاصلة بیست سانتی متر از هم قرار دارد و پاهای او در امتداد تن کشیده و جفت است.

شنای دو شلاقه: شنای دو شلاقه همان شنای (دست و پا مقابل) است با این فرق که در آن دو بار پیاپی شنا می روند و پس از آن کمی درنگ و خستگی در می کنند و سپس دوباره دیگر پیاپی شنا می روند. این روش را تا پایان ورزش نگاه می دارند.

شنای پیچ: در این شنا مانند شناهای دیگر دست های ورزشکار بر روی تخته از یکدیگر باز است و او نخست در حرکت اول سر خود را زیر بغل چپ می برد و تنة خود را به سوی راست می چرخاند و در حرکت دوم ، سر خود را زیر بغل راست می برد و تنه را به سوی چپ می چرخاند و شنا را به همین روش ادامه می دهد.

نرمش : ورزشکاران پس از شنا رفتن بر می خیزند و بی آنکه تخته شنا را از کف گود بردارند برای در کردن خستگی نرم و آرام بدن خود را تکان میدهند و این حرکت را نرمش می نامند. مرشد هنگام نرمش کردن ورزشکاران آهنگی ملایم می گیرد و اشعار را با آهنگ مخصوص نرمش می خواند . روش نرمش هر میاندار با میاندار دیگر اندکی اختلاف دارد.

میل گرفتن: ورزشکاران هر کدام یک جفت میل از جایگاه ویژه میل‌ها که در بالای گود و نزدیک آن است بر می دارند و نخست میاندار به هر یک از ورزشکاران تعارف می کند که میانداری بپذیرند و اگر کسی نپذیرفت، همان میاندار میل‌ها بر شانة خود می گذارد و دیگران از او پیروی می کنند وبا ضرب مرشد میل گرفتن را آغاز می کنند . میل گرفتن سه گونه است: میل سنگین ـ میل چکشی یا (سرنوازی) ـ     [11]      میل جفتی.

میل سنگین : ورزشکاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگین یک بار میل دست راست را روی شانه و پشت و پهلو و سینة راست می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة چپ رو به بالا نگاه می دارند، و بار دیگر میل دست چپ را روی شانه و پشت و پهلو و سینة چپ می چرخانند و میل دیگر را پیش سینة راست رو به بالا نگاه می دارند . این کار به این روش ادامه می یابد.

میل چکشی یا سرنوازی: ورزشکاران با آهنگ ضرب مرشد که تند و با شتاب است میل را بروی شانه ها و پشت و پهلو و سینه به تندی می چرخانند.

میل جفتی: نخست دو میل را در برابر هم روی سینه نگاه می دارند سپس پی در پی باهم به پس می برند و بازمی‌گردانند . ورزشکاران پس از میل گرفتن برای در کردن خستگی دستة میل‌ها را در دست می گیرند و ته آن را بر کف گود می گذارند و میل‌ها را تک تک پیش و پس می برند و می نشینند و بلند می شوند. این گونه نرمش و میل گرفتن را (خَمْ گیری) می گویند.

پا زدن: میاندار در میان گود می ایستد و ورزشکاران پیرامون او گرد می آیند. نخست پای آرامی می زنند که به آن پای (نَرْمْ) می گویند و آن چنین است که ورزشکار پنجه یک پا را اندکی از زمین بلند می کند و بر روی پنجة پای دیگر ، خود را تکان می دهد و به آرامی پیش و پس می رود.

ورزشکاران در زورخانه چهار جور پا می زنند:

1ـ پای اول (پای چپ و راست) 2ـ پای جنگلی 3ـ پای تبریزی اول و دوم و پای شوم 4ـ پای آخر.

1ـ پای اول: ورزشکاری روی پنجة پا می ایستد و پای‌ها را پی در پی به چپ و راست می گذارد. بدین گونه که یک بار پای راست را در کناره بیرونی پای چپ می گذارد و در پی آن پای چپ را در کناره بیرونی پای راست می گذارد و این کار را تند و پی در پی ادامه می دهد و در همین حال تن خود را نرم و آرام می جنباند.

2ـ پای جنگلی: ورزشکار روی پنجه های پا می ایستد و با آواز و صدای ضرب مرشد یک بار سنگینی بدن خود را روی پنجة پای چپ می اندازد و پای راست را به پیش پرتاب می کند و بار دیگر روی پنجة پای راست می ایستد و پای چپ را به پیش پرتاب می کند. این کار تند و پی در پی انجام می گیرد گاهی ورزشکار ، میان پای جنگلی زدن (رُخصت) می‌طلبد و میان گود می آید و می چرخد. در این هنگام ورزشکاران دیگر در کنار گود می ایستد و او را نگاه می کنند.

3ـ پای تبریزی .

الف ـ پای اول: ورزشکار همآهنگ با ضرب مرشد ، هر بار بر یکی از دو پای خود تکیه و پای دیگر را به پیش پرتاب می کند. در اینحرکات دست‌ها نیز می‌جنبد.

ب ـ پای دوم: پس از پای اول ، میاندار از میان گود با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد بی درنگ آهنگ ضرب     [12]      را تند می کند و میاندار به شرح زیر (دو پا) می زند، یکبار پای راست و بار دیگر پای چپ را به پیش پرتاب می کند و آنگاه پای‌ها را یکی یکی کمی از زمین برمی‌دارد و می گذارد و در این حال تمام بدن خود را نیز به نرمی تکان می دهد.

ج ـ پای سوم: پس از پای دوم میاندار باز با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد آهنگ ضرب را عوض می کند . در این هنگام میاندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با این فرق که ورزشکار سه پا را پشت سر هم یکی پس از دیگری پرتاب می کند و آنگاه کمی درنگ می کند و دوباره همین روش پا می زند.

4ـ پای آخر: ورزشکار روی پنجه های دو پا می ایستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند می کند و یکی پس از دیگری به عقب می برد و باز می گرداند گویی دونده ای است که در جای خود ایستاده است و پیش نمی رود.

چرخ زدن

چرخ زدن پنج گونه است:

1ـ چرخ جنگلی 2ـ چرخ تیز 3ـ چرخ سبک و چمنی 4ـ چرخ تَک پِر 5ـ چرخ تَک پِر

چرخ جنگلی: ورزشکار در میان گود می آید و دست‌ها را در امتداد شانه نگاه می دارد و به نرمی خود را تکان می دهد و آرام و همآهنگ با صدای ضرب مرشد، دور گود می چرخد.

چرخ تیز: ورزشکار درمیان گود یا دور گود بسیار تند به دور خود می چرخد . گاهی سرعت چرخ آنقدر زیاد می شود که هیکل چرخنده را نمی توان تشخیص داد.

چرخ سبک چمنی : ورزشکار در چرخ سبک و چمنی نه تند و نه آرام بلکه سنگین و زیبا به درو خود می چرخد و با چرخ دور گود را هم می پیماید.

چرخ تَک پِر: ورزشکار پس از یک بار بدور خود چرخیدن ، یک بار هم به هوا می جهد و در هوا چرخی به دور خود می زند . گاهی هم چرخنده دو دست راست را روی هم بر سینه می گذارد و چرخ می زند . معمولاً ورزشکار «تک پرها» را در هوا در گوشه های گود انجام می دهد.

سه تَک پِر: ورزشکار سه بار به دور خود می چرخد آنگاه یک تک پر در هوا می زند . مرشد برای هر یک از چرخ‌ها آهنگی ویژه بر ضرب می گیرد.  
       
یکی از ورزشکاران چرخ تک پر می زند
        
کبـّاده کشیدن: کباده را همه ورزشکاران نمی کشند و کسانیکه بخواهند بکشند پس از چرخ زدن دوتا دو‌تا یا تک تک از مرشد یا پیش کسوت «رُخصت» می گیرند و هر کدام کباده‌ای برمی‌دارند و با دو دست در بالای سر نگه می دارند . کباده کشیدن به این گونه است که ورزشکار کمان کباده را با دست راست و زنجیر آن را با دست چپ می گیرد (و برخی هم از ورزشکاران برعکس) و بالای سر در این حالت دو بازوی او کمی تا شده است نگه می دارد. و با ضرب و آواز مرشد ، یک بار دست راست را در امتداد شانه نگاه می دارد و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بار دیگر دست چپ را در امتداد شانه نگاه می دارد ، و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بدین گونه ورزشکار کباده کشیدن را ادامه می دهد. او باید به روی پنجه های دو پا به ایستد و با آهسته و نرم حرکت دادن کباده پا به پا بشود و پیش و پس برود .




کلمات کلیدی : بیانات دهه 90
ورزش های پیشنهادی
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 1:42 عصر

ادامه...
کُشتی

در گذشته پس از پایان یافتن ورزش ، کشتی‌گیران و پهلوانان میان گود می رفتند و دو به دو با هم کشتی می گرفتند دو کشتی گیر نخست (فرو می کوبیدند2) آنگاه مرشد لنگی به      [13]      میان هر دو کشتی گیر پرتاب می کرد تا دست نگه دارند که شعر(گُل کُشتی) خوانده شود. کشتی‌گیران در کنار هم به پهلو، رو به قبله خم می شدند و یک دست را بر گردن یکدیگر و دست دیگر را روی زانو می گذاشتند و مرشد شعر (گل کشتی) را می خواند یا یکی از ورزشکاران که آواز خوشی داشت در لبة دیوار گود می نشست و از حاضران (رُخصت) می طلبید و گل کشتی را می خواند:

در معرکه ها درنگ می باید کرد خون برجگر نهنگ می باید کرد

پوشند یلان زره به پیکار اینجاستجایی که برهنه جنگ می بایدکرد

دو کشتی گیر پس از اینکه مرشد یا خواننده می گوید:

خدا را سجود ، پیران را عزّت، جوانان را قدرت ، رَبُ المَشِرقین وَ رَبُ المَغـِربین فَبایّ آلاء رَبکُما تُکـّذبان ، کف گود را دست می بوسیدند و کشتی را آغاز می کردند.  

دعا کردن

پس از پایان ورزش ، مرشد می گوید (اول و آخر مردان عالم بخیر) و به زنگ می زند و تنبک را کنار می‌گذارد و می نشیند . در این هنگام میاندار و ورزشکاران دیگر که هر یک لنگی بر دوش انداخته اند به کنار گود می آیند و به لبه آن تکیه می دهند و میاندار دیگران را احترام می گذارد و تعارف می کند. اگر کسی نپذیرفت خود او به دعا کردن می پردازد و ورزشکاران و تماشاچیان هم باهم پس از هر یک از دعاهای او (آمین) می گویند. دعا چنین است:

دست و پنجه مرشد درد نکند. خداوند نسل سادات را زیاد کند و دشمن و بدخواه سادات را از صفحه زمین براندازد. پروردگارا به حَـّق عـَّزت و جَلالت قَسَمَت می دهیم که تیغ شاه اسلام پناه ما را «بُـّرا» (بُـّران) بگردان، سایه بلند پایه اش را از سر آب و خاک ایران و فرداً فرد ایرانیان کم و کوتاه نفرما. پروردگارا شرّ شیطان و بلاهای ناگهانی، نفس امارة آخر الزّمان را از بلاد اسلام دور بگردان . خداوندا بانیان ورزش را که مرده اند و رفته اند رحمت بفرما. در دنیا و آخرت زبان مار را به ذکر لا الله الا الله گویا بفرما . پروردگارا تورا قَسَم می دهم به حَقّ مقـّربان درگاهت در دنیا ما را از زیارت ائمه اطهار و در آخرت از شفاعت ابا عبدالله بی بهره منما. سپس میاندار می گوید:

بر آن کسانی رحمت باد که خداوند رحمتشان کرده . در دنیا و آخرت ما را روسفید و نام نیک بگردان. یک صلوات ختم کنید. حاضران صلوات می فرستند و دعا پایان می پذیرد.

گل ریزان

یکی از دیدنی‌ترین جشن‌ها که در زورخانه بر پا می شود (گل ریزان) است. جشن بیشتر در شبهای ماه رمضان برای بزرگداشت پهلوانان بنام و کهن بر پا می شود و در آن پهلوانان و ورزشکاران قدیمی و با سابقه و بزرگان و سرشناسان محل دعوت می شود و هر یک از آنان دسته گلی با خود می آورند و در و دیوار زورخانه نیز با گل پوشیده می شود . در جاهای خاص و روی میز شیرینی و میوه چیده می شود. پس از یک دور ورزش و بازیهای ورزشی و چند کشتی میان پهلوانان بنام ، یکی از پیش کسوت‌ترین ورزشکاران درباره مقام پهلوانی که (گل ریزان) برای او برپا شده است سخن می‌راند. اکنون «گل ریزان» بیشتر برای بزرگداشت ، و پاس پهلوان یا ورزشکار آزموده و قدیمی برپا می شود و هم چنین برای کمک به خانوادة ورزشکارانی که درآمد کافی برای گذراندن زندگی خود ندارند یا گرفتاری‌هایی زندگی آنان را آشفته کرده است .برای «گل ریزان» دعوت نامه هایی با عنوان «همت عالی» و به ارزشهای گوناگون چاپ می کنند و پولی را که از این راه گرد می آید به ورزشکار یا خانواده او می دهند.

** بازی‌های محلی الک دولک

نوع بازی : دست جمعی

تعداد بازیکنان :حداقل در هردسته 10 نفر

سن بازیکنان : 12 تا17 سال

وسایل بازی: دوتا آجریا سنگ، یک قطعه چوب به طول 10سانتی متر به نام الک ویک قطعه چوب به طول یک متربه نام دولک

محل بازی: فضای باز، زمین صاف وهموار

هدف بازی: رشد مهارتهای حرکتی، چابکی وتقویت عضلات دست وپا

شرح بازی: ابتدا بازیکنان بین خود دونفررا به عنوان سردسته انتخاب می‌کنند. سپس دوسردسته ازطریق یارگیری ،یارهای خودراانتخاب می‌کنند.درانتخاب یار ،سرعت وقوای جسمانی اهمیت دارد.بعد ازیارگیری،دودسته بین خودشان قرعه می‌اندازند تامعلمو کنند کدام دسته بازی راشروع کنند.سردسته ای که می‌خواهد بازی راشروع کند،دریک محل اززمین بازی دوتاسنگ رابه فاصله یک وجب دست،کنارهم قرار می‌دهد.بعد چوب الک راروی آن می‌گذارد وچوب دولک را به دست می‌گیرد.یارانش هم دور سردسته جمع می‌شوند.آن وقت بااجازه سردسته دوم بازی را شروع می‌کنند.



ابتدا نوک چوب دولک رازیر چوب الک می‌گذلرد وبا چند بار حرکت دادن آن به چپ وراست،بایک حرکت چوب الک را به هوا پرتاب می‌کند.دراین هنگام دسته مقابل که منتظر پرتاب شدن چوب الک درهوا هستند ،به دنبالش می‌دوند تاآن را بگیرند. اگرچوب الک رادرهوا گرفتند،بازی به نفع آنها تمام می‌شود و گروه بازنده بازی را به گروه دوم واگذار می‌کنند.اما اگرچوب الک را نگرفتند،یکی ازبازیکنان همان دسته اول، چوب الک رابرمی دارد وازهمان محلی که به زمین افتاده است به طرف محلی کهازآنجا به هوا پرتاب شده،نشانه گیری کرده وپرتاب می‌کند.طوری که درهمان محل به زمین بنشیند. 

دراین وقت بازیکنی که الک را به هوا پرتاب کرده است ،درآن محل ایستاده تا باچوب دولک مانع به زمین رسیدن چوب الک شود. حتی می‌تواند با همان چوب دولک به چوب الک بزند وآن را دوباره به هوا پرتاب کند.اما اگرنتواند مانع به زمین افتادن الک شود ،این بار نوبت آن بازیکن تمام شده وبازی رابه یکی ازیاران خود تحویل می‌دهد که بازی را ادامه دهد.ولی اگرالک راطوری زد که به هوا پرتاب شد ، درمحلی دیگربه زمین افتاد ،همان بازیکن که الک را به هوا پرتاب کرده باچوب دولک فاصله بین الک تا محلی که چوب الک ازآنجا به هوا پرتاب شده رااندازه گیری می‌کندو گروهشان امتیازمی گیرد.(هریک باراندازه دولک ،یک امتیازاست) بازی دوباره ادامه پیدامی کند تاهردسته که توامست حدنصاب امتیاز راکسب کند برنده بازی می‌شود.

** هفت سنگ بازی

? اهداف کلی: ایجاد روحیه همکاری، تقویت و مهارت در نشانه گیری و بهبود سرعت

? اهداف جزیی: پرورش روحیه ایثار، ایجاد رقابت سالم و تمرکز حواس

? تعداد بازیکن: 4 الی 16 نفر

? سن بازیکنان: 6 الی 15 ساله

? ابزار لازم: یک عدد توپ تنیس

? محوطه بازی: جایی مانند حیاط مدرسه

شرح بازی: افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده و هر کدام یکی از بازیکنان خود را به عنوان سردسته و رهبر برمی گزینند. یک گروه در فاصله ی معینی از محل هفت سنگ، که روی هم چیده شده اند قرار می گیرند تا به نوبت با توپ تنیس سنگها را مورد هدف قرار داده و بزنند.

گروه دوم نیز در پشت هفت سنگ، منتظر نتیجه اند تا هرگاه توپ پرتاب شده توسط گروه اول به هفت سنگ برخورد نکرد، فوراً جایشان را با آن گروه عوض کنند. ولی اگر برخورد کرد و آرایش آنها را برهم زد، توپ را بردارند و با پاسکاری و هدف گیری سعی کنند نفرات گروه اول را با توپ بزنند که اگر اصابت کند، از دور بازی اخراج می شود.




و همچنین نفرات گروه اول در هر فرصتی که به دست آورند به سراغ سنگها می روند تا انها را روی هم بچینند و یک امتیاز بگیرند و مشخص است که برای انجام چنین کاری، یکی از دوستان بایستی خود را به خطر انداخته و یارش را در مقابل ضربات توپ پوشش دهد و چنانچه اگر باز هم مورد ضرب توپ قرار گرفت و از بازی اخراج شد، دیگری کار را به اتمام می رساند ولی اگر دیگر بازیکنی نمانده باشد، بازی تمام و در دور بعدی جای و نقش گروه ها عوض می شود.

در پایان، گروهی که زودتر 7 امتیز را کسب نماید برنده است.

نکات : این بازی در شکل دیگری با شرایط فوق درون یک دایره ی بزرگ اجرا می شود در مرکز همین دایره دایره ایی کوچیکتر که محل چیدن هفت سنگ است رسم شده است همه بازیکنان در خارج از دوایر هستند بعد از برخورد توپ گروه اول و ریختن آنها یکی از افراد گروه دوم تمام اعضای گروه اول را در داخل دایره تعقیب میکند تا آنها را با دست بزند و مانع از چیدن سنگ ها روی هم شود و هر گاه خسته شد نفر بعدی مسئولیت تعقیب را به عهده می گیرد...

نتیجه بازی : این بازی دسته جمعی است پس رشد اجتماعی و طبیعی کودک را فراهم و سرعت انجام و عکس العمل هایش را بالا می برد.ضمنا با مفاهیمی نظیر رهبری - همکاری - شکست - پیروزی آشنا می شود.


**گرگم به هوا


? اهداف کلی: پرورش روحیه ایثار، تعاون و نوعدوستی و استقامت

? اهداف جزئی: بهبود عمل ها و عکس العمل ها

? تعداد بازیکن: 10 الی 30 نفر

? سن بازیکنان: 7 الی 13 ساله

? ابزار لازم: ندارد

? محوطه بازی: 30 × 20 متر

? شرح بازی: ابتدا بازیکنان در محل بازی جمع می شوند و یکی از آنها به قید قرعه با عنوان گرگ معرفی می شود. او تلاش می کند سایر بازیکنان را که در محوطه بازی پراکنده هستند تعقیب و از پشت با دست لمس کند. البته بچه ها موقعی از دست گرگ در امان هستند که:

1- در جای بلندتری نسبت به گرگ بایستند (گرگم به هوا)

2- و یا دو نفری، دست یکدیگر را گرفته باشند، یعنی هنگامی که یکی از آنها تحت تعقیب گرگ قرار گرفته و در گوشه ای از زمین به خطر افتاده، یکی از دوستانش می تواند با استقبال خطر به سویش برود و به او کمک کند (برادر کمکم کن).

پس چنانچه فردی توسط گرگ لمس و یا از خط محدوده خارج شد بنابر نظر مربی یا معلم ورزش یا برکنار می گردد و یا به جای گرگ انجام وظیفه می نماید و اگر دو بازیکن همواره در کنار هم باشند از سوی مربی اخطار می گیرند.

? نکات: 1- این بازی در بعضی جاها، با تفاوت کمی به اجرا در می آید. بدین صورت که وقتی گرگ، یکی از آنها را لمس کرد و یا زد، آن بازیکن، دستش را روی ناحیه لمس شده می گذارد و در معیت گرگ اصلی به شکار سایرین می پردازد.



در ادامه بازی است که بر تعداد گرگها افزوده می شود و بازی تا آخرین نفر ادامه می یابد و فردی که بتواند از این مهلکه جان سالم بدر ببرد، برنده مسابقه است.

2- برای شیرینی و جذابیت بازی می توان از چاشنی (استوپ و استارت) در مواقع خطر استفاده کرده و با گفتن آن گرگ را مجبور به صبر و انحراف کنند.

? نتیجه بازی: کودکان با انجام این بازی، پی به مفهوم اتحاد و همبستگی برده و یاد می گیرند که چگونه در مقابل مکر و حیله دشمنان و بدخواهان تسلیم نشوند.

باشگاه خبرنگاران



کلمات کلیدی : بیانات دهه 90
ولین دیدار با مرحوم علامه جعفری
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 12:7 صبح

 

روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از اولین دیدار با مرحوم علامه جعفری

در آستانه سالروز رحلت علامه‌ فرزانه و متفکر و فیلسوف و ادیب نامدار، آیت‌الله حاج شیخ محمّدتقی جعفری تبریزی، خاطره‌ رهبر انقلاب اسلامی از اولین دیدارشان با علامه جعفری منتشر شد.

به گزارش بولتن نیوز: در این روایت که هفدهم آذرماه سال 1377 در دیدار خانواده و مسوولان ستاد برگزاری مراسم ارتحال استاد علامه محمدتقی جعفری بیان شده و khamenei.ir آن را منتشر کرده است، می‌خوانیم:
در آقای جعفری (رحمةالله علیه) خصوصیات برجسته‌ای بود که به‌نظر من همه‌ این‌ها برای نسل جوان و پژوهنده و اهل علم و تحقیق الگوست. ایشان آن وقتی که کارهای تحقیقی خودشان را شروع کردند، خیلی جوان بودند.


البته من حدود سال‌های سی‌وچهار و سی‌وپنج بود که ایشان را شناختم. ایشان تازه از نجف آمده بودند و جوان و فاضل و اهل تحقیق و فعّال و پرشور و مورد احترام بزرگان ما - مانند مرحوم آقای میلانی و بعضی از آقایان دیگر در مشهد - و نیز مورد احترام طلّاب بودند. اخوان‌شان هم در مشهد بودند؛ مثل آقای آمیرزا جعفر که مرد بسیار با صفا و با معنویت و با روحی است. بله؛ عرض می‌کردم که ایشان هم به مناسبتی به مشهد آمده بودند و چند ماه یا یک سال - درست یادم نیست - در مشهد ماندند. ما از آن‌جا با ایشان آشنا شدیم. در ایشان واقعاً روح تحقیق و تفحّص و نشاط و شور علمی مشاهده می‌شد.

این روحیه، از دوران جوانی تا پایان عمر ادامه داشت. آن وقت ایشان تقریباً سی و چند ساله بودند. همه‌ این شور جوانی، در کار علمی و فکری و بحث و نوشتن و تحقیق و مطالعه و این‌گونه کارها صرف می‌شد و البته حافظه‌ فوق‌العاده و استعداد علمی ایشان هم به جای خود محفوظ بود. این حالت تا همین آخر هم ادامه داشت که این چیز عجیبی است. یعنی در عین این‌که ایشان یک مرد هفتاد و چند ساله بودند، ولی تا آخرین باری که ایشان را دیدیم - به گمانم یک سال، یا هفت، هشت ماه پیش بود که ایشان را ما زیارت کردیم - باز انسان همان حالت و همان شور و همان تحرّک را در ایشان می‌دید.

این خیلی باارزش و قیمتی است که انسان نگذارد گذشت زمان و حوادث گوناگون، شور و تحرّک و تهیّجی را که خدای متعال در او قرار داده و می‌تواند آن را مثل یک سرمایه‌ گرانبها برای پیشرفت‌های گوناگون در میدان‌های مختلف مصرف کند، از بین ببرد. به‌هرحال وجود ایشان، حقیقتاً وجود ذی‌قیمتی بود و برای اسلام و مسلمین و نظام اسلامی ارزش داشت. ایشان تا آخر هم کار کردند؛ یعنی واقعاً آقای جعفری هیچ وقت از کارافتاده و کنار نشسته و بیکاره نشدند و دائم مشغول کار و تلاش و تحرّک بودند. خداوند ان‌شاءالله درجات‌شان را عالی کند.

منبع: بولتن نیوز

 



کلمات کلیدی : خاطرات
دور اندیشی آیت الله خامنه ای
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 12:6 صبح

 

چگونه دور اندیشی آیت‌الله خامنه‌ای از ورود ایران به جنگی جدید جلوگیری کرد؟

در آن زمان تعدادی از رجال سیاسی ایران با حمله غربی‌ها به عراق موضع گرفتند و عقیده داشتند برای رویارویی با آمریکا و اسرائیل باید در کنار عراق بجنگیم.
به گزارش خبرنگار دفاعی - امنیتی باشگاه خبرنگاران، امیر آزاده شهید سرلشکر "حسین لشگری" خلبان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که پس از 18 سال (6410 روز) اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق، در فروردین 1377 به ایران بازگشت. 

نام کتاب خاطرات این شهید بزرگوار، "6410" است. 
 
او دارای درجه? جانبازی 70 درصد بود و در طول جنگ تحمیلی تا پیش از اسارت توانست در 12 عملیات هوایی شرکت کند. او از سوی مقام معظم رهبری به لقب "سید الاسراء" مفتخر شد. 
 
آزاده سرافراز "حسین لشگری" با موافقت فرمانده معظم کل قوا در تاریخ 27 بهمن 1378 به درجه سرلشکری ارتقا یافت. 
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تجلیل از امیر آزاده سرلشکر "حسین لشگری" فرمودند: " لحظه به لحظه رنج‌ها و صبرهای شما پیش خدای متعال ثبت و محفوظ است و پروردگار مهربان این اعمال و حسنات را در روز قیامت که انسان از همیشه نیازمندتر است به شما بازخواهد گردانید... آزادگان، سربازان فداکار اسلام و انقلاب و رمز پایداری ملت ایران هستند."
باشگاه خبرنگاران در نظر دارد برای گرامیداشت مقام والای امیر مقاوم و آزاده لشکر اسلام، زندگی‌نامه و خاطرات این شهید بزرگوار را منتشر کند؛ قسمت سی‌ و نهم این خاطرات به شرح ذیل است:

" روز 26 مرداد فرارسید و اولین گروه اسیران ایرانی از مرز گذشتند و به‌وسیله دکتر حبیبی معاون‌ اول رئیس‌جمهور مورد استقبال قرار گرفتند. 
  
من در بین آنان نبودم و حتی خبری هم که گویای این باشد که امروز و یا فردا خواهم رفت نبود. روزانه 4 تا 5 هزار اسیر بین دو کشور رد و بدل می‌شد.   
  
پس از 20 روز، 80 هزار اسیر تبادل شدند، ولی هنوز از اسم من خبری نبود. مرتب به نگهبان‌ها و سروان ثابت می‌گفتم پس کی قرار است من بروم و آنها اظهار بی‌اطلاعی می‌کردند. 
  
دو کشور اعلان کردند که تمام اسیران آزاد شده‌اند و اسیر دیگری وجود ندارد. در این چند روز لحظه به لحظه برای برگشت به کشور و بودن در کنار خانواده‌ام ثانیه‌شماری می‌کردم، ولی این خبر تمام ذهنیت و دلخوشی‌ام را از من گرفت. 
  
با تحریم اقتصادی عراق توسط سازمان‌ملل‌متحد، همه‌چیز دگرگون شده بود و قیمت دینار عراق هر روز پایین می‌آمد و قیمت دلار بالا می‌رفت. قیمت موادغذایی و دیگر کالاها هر روز سیر صعودی داشت. 
  
عراقی‌ها برای مقابله با وضعیت موجود طرح جیره‌بندی غذایی را از طریق کالابرگ‌های مخصوص به اجرا گذاشتند. 
  
به خاطر صرفه‌جویی در بودجه، عراق بسیاری از سفارتخانه‌های خودش را در خارج از کشور بست و ورود کالاهای زینتی، تجملی و غیرضروری را ممنوع کرد. احتکار مواد غذایی و یا هر نوع احتکار جرم بسیار سنگینی را همراه داشت. 

اوایل تحریم اقتصادی در رسانه‌های عراقی یک خانم 50 ساله را نشان می‌دادند که به خاطر احتکار اجناس خود به اعدام محکوم شد و حکم اعدام او در انظار عمومی به اجرا درآمد. 

تحریم حتی روی جمع چند نفری ما در آن خانه اثر گذاشت و باعث قطع جیره غذایی نگهبان‌ها شد. سرتیپ "ستار" دستور داده بود فقط برای من یک نفر غذا از باشگاه افسران بیاورند. بقیه خودشان غذا تهیه کنند.  
 
نیروهای چند ملیتی به سرپرستی آمریکا نیرو و تجهیزات خود را در مرزهای عراق، کویت و سعودی برای یک جنگ تمام عیار مستقر کردند. 

عراق برای جلوگیری از حملات نیروهای غربی در 36 مرداد اعلان کرد اتباع کشورهای غربی که به اسارت درآمده‌اند در تأسیسات مهم نظامی و غیرنظامی اسکان داده خواهند شد.  
 
بلافاصله شورای امنیت خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط خارجیان شد. 

تعدادی از کشورها، به خصوص همسایگان عراق سعی داشتند میانجیگری کنند تا صدام از کویت خارج شود و غرامت تخریب را به کویت بپردازد، ولی مورد قبول واقع نشد و همچنان صدام کویت را استان نوزدهم عراق به حساب می آورد. 

تمام کشورهای غربی سفارت‌خانه‌های خود را در عراق تعطیل کردند.  
 
عراق هیئت بلند پایه‌ای را به سرپرستی "عزت ابراهیم"- جانشین صدام حسین- به ایران فرستاد تا شاید با مذاکراتی که انجام می‌دهد بتواند ایران را از نظر سیاسی و نظامی در کنار خود داشته باشد. 



پس از اشغال کویت توسط عراق، نگهبان‌ها از زبان سربازانی که در این تجاوز شرکت داشتند برای من صحبت می‌کردند. آن‌ها می‌گفتند در این یورش هر کس در مقابل عراقی‌ها مخالفت می‌کرد، به زن و دخترهای آن خانواده تجاوز می‌کردند.                                                                       

آن‌ها تعریف می‌کردند یکی از سرگردهای کویتی در مقابل عراقی‌ها مقاومت می‌کند، سربازان او را دستگیر می‌کنند و از او می‌خواهند در مقابل مجسمه صدام حسین تعظیم کرده و پای مجسمه را ببوسد. 

افسر کویتی از این عمل امتناع می‌کند لذا او را در برابر دیدگان مردم کویت اعدام می‌کنند. 

در همان زمان سفیر کویت را در عراق دستگیر کردند و او را مجبور نمودند در رادیو و تلویزیون عراق طی مصاحبه‌ای اعلان کند که از بابت یکپارچه شدن خاک عراق و کویت خرسند است. 

عراقی‌ها آن چنان کویت را به غارت بردند که تمام وسایل فروشگاه‌ها و انبارهای کویت در عراق به قیمت ارزان توسط نظامیان فروخته می‌شد. 

دولت عراق با فشار کشورهای غربی و آمریکا مجبور شد با آزادی گروگان‌های خارجی موافقت کند. آن‌ها ملزم بودند ظرف یک هفته خاک عراق را ترک کنند.  
 
سوم دی، صدام حسین غربی‌ها را تهدید کرد چنانچه به کویت حمله کنند ارتش عراق با موشک به تل آویو- پایتخت اسرائیل- حمله خواهد کرد.


 
23 دی، دبیر کل سازمان ملل به بغداد آمد و با رئیس‌جمهور عراق مذاکره کرد ولی بدون هیچ نتیجه‌ای بازگشت. 

آن روز سروان "ثابت" از کمیته به ملاقات من آمد و برایم لباس و مواد غذایی کنسرو شده آورد. او معتقد بود ممکن است جنگ شروع شود و نتواند به من غذا برساند؛ لذا بتوانم با غذاهای کنسرو شده مدتی زندگی کنم. 

او از نگهبان‌ها خواست اگر شهر مورد حمله هوایی و یا موشکی قرار گرفت بلافاصله مرا به پناهگاهی که در نزدیکی منزل بود، ببرند.  
 
آن شب در تلویزیون مصاحبه‌گری را نشان می‌داد که به داخل مدارس و خانواده‌های کویتی می‌رفت و با دانش آموزان و مردم مصاحبه می‌کرد. او قصد داشت از مردم کویت برای صدام بیعت بگیرد و مردم هم از ترس، رأی به حضور عراق در کویت می‌دادند.

تنها اتباع ایرانی بودند که توانستند با به جای گذاشتن سرمایه خود از آن کشور خارج شوند. 

شب 27 دی ماه اخبار اکثر رادیوهای غربی را گوش دادم و اعلامیه نظامی عراق را هم شنیدم. همه چیز حاکی از یک جنگ شدید و رسمی علیه عراق بود. 

آن شب در کنار نگهبان‌ها شام را خوردیم و هر کس در مورد جنگ تفسیر خودش را می‌گفت. یکی از نگهبان‌ها گفت از رادیو شنیده است جورج بوش پدر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا گفته من با ارتش عراق که توانسته هشت سال در مقابل ارتش ایران بایستد، نمی‌جنگم.  
 
آن شب یک فیلم سینمایی از تلویزیون پخش شد و ساعت1/5 خوابیدم. ساعت 2/35 دقیقه با صدای انفجار مهیبی از خواب بیدار شدم. صدای انفجار به طور مرتب شنیده می‌شد. 

نگهبان‌ها که مثل من ترسیده بودند، در اتاق را باز کردند. همه در کنار بخاری روی تخت نشسته بودیم و واقعه اتفاق افتاده را تفسیر می‌کردیم. من بدون هیچ تردیدی گفتم این حمله غربی‌هاست. 

چند لحظه بعد تأسیسات برقی عراق مورد اصابت موشک قرار گرفت و خاموشی سراسری بر بغداد- پایتخت عراق- حاکم شد. 

یکی از نگهبان‌ها توانست توسط باتری رادیو را روشن کند و رادیو امارات را بگیرد. گوینده رادیو اعلام کرد: توجه کنید، در اثر تجاوز عراق به خاک کویت و عدم خروج مصالحت‌آمیز عراقی‌ها از این کشور، سرانجام نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا، برای بیرون کردن عراق از خاک کویت و برگشت کویتی‌های آواره به کشورشان حمله هوایی عظیمی را آغاز کردند.

همان شب اکثر ساکنان اطراف ما که اکثراً از رجال سیاسی عراق بودند، به اتفاق خانواده‌ها سوار ماشین شدند و برای رفتن به جای امن، بغداد را ترک کردند.                                                                                                                                                                                             

نیروهای چند ملیتی انگلیسی، فرانسه، عربستان و کویت به سرپرستی آمریکا در عملیاتی به نام "توفان صحرا" تعداد زیادی از تأسیسات نظامی و اقتصادی عراق را بمباران کردند. 

عراق توسط پدافند هوایی توانست تعدادی از هواپیماها را سرنگون کند و هفت خلبان را به اسارت درآورد. 

شب بعد عراق این خلبانان را برای روحیه دادن به مردم عراق با وضع خفت باری در تلویزیون نشان داد. البته ما در تلویزیون‌های کوچک که با باتری ماشین کار می‌کرد و تصویر ضعیفی داشت می‌دیدیم. ایستگاه‌های برق همه خراب شده بودند.  
 
عراق به تلافی حملات غربی‌ها تهدید خود علیه اسرائیل را به اجرا گذاشت و چند موشک روانه تل آویو- پایتخت اسرائیل- کرد که در این حملات چندین نفر کشته و مجروح شدند.  
 
در آن زمان تعدادی از رجال سیاسی ایران با حمله غربی‌ها به عراق موضع گرفتند و عقیده داشتند برای رویارویی با آمریکا و اسرائیل باید در کنار عراق بجنگیم. 

این دقیقاً همان خواسته کشورهای غربی، به خصوص آمریکا بود؛ ولی ذکاوت و دور اندیشی مقام معظم رهبری- حضرت آیت‌الله خامنه‌ای- در آن برهه باعث شد بهترین موضع را اتخاذ کنیم و ناخواسته وارد یک جنگ خانمان‌سوز نشویم..."
منبع: باشگاه خبرنگاران

 



کلمات کلیدی : خاطرات
21 جمله طلایی امام خامنه ای
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 5:59 عصر

آیت الله خامنه‌ای

 

21 جمله طلایی امام خامنه‌ای به مناسبت 13 آبان

خبرگزاری تسنیم: با توجه به نزدیک بودن یوم الله 13 آبان تلاش شد تا گلچینی از بیانات حضرت امام خامنه ای طی سال های زعامتشان بر امت اسلامی به مناسبت این ایام گردآوری شده و منتشر شود.

 

به گزارش خبرنگار گروه "رسانه‌های دیگر" خبرگزاری تسنیم، خیبرآنلاین نوشت؛  13 آبان، نماد مقاومت، پایداری و ایستادگی امت انقلابی ایران اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و امام خامنه ای است و پاسداشت این روز تاریخی، یکی از وظایف نسل جوان انقلابی امروز و آینده است.

اگرچه در برهه های مختلف، برخی افراد بریده از انقلاب و خسته از ادامه ی راه تلاش کرده اند تا با ترفندهای مختلف، از درجه مقاومت امت بکاهند اما چراغ راه و مصباح هدایت انقلاب اسلامی، ولی امر مسلمین است و رهنمودهای ایشان به عنوان نصب العین رفتار جوانان انقلابی و امت همیشه در صحنه مورد تاکید بوده است.

براساس این گزارش، با توجه به نزدیک بودن یوم الله 13 آبان تلاش شد تا گلچینی از بیانات حضرت امام خامنه ای طی سال های زعامتشان بر امت اسلامی به مناسبت این ایام گردآوری شده و منتشر شود.

گفتنی است باتوجه به اینکه بیانات معظم له در سال های مختلف و در برهه های زمانی متفاوتی ایراد شده اند و در برخی موارد، موضوع خاص همان تاریخ بیشتر از سایر وجوه مورد تاکید قرار گرفته اند اما یک اصل اساسی در نگاه ایشان ثابت مانده است و آن، مقاومت در برابر استکبار به رهبری آمریکای جنایتکار و امید به جوانان و امت جهت پیروزی هاست.

امید است با مطالعه ی این بیانات، جوانان انقلابی در ادامه ی مسیر خود استوارتر و ثابت قدم تر قدم بردارند و آنانی که دچار خواب آلودگی عقب نشینی در برابر ظلم مستکبرین شده اند، از خواب غفلت بیدار شوند.

1- سال 68؛ عدم آرامش آمریکا در برابر انقلاب

انقلابی با جوهر فکری اسلامی ممکن نیست از تعرض آمریکا و امثال آن خود را برکنار بداند. اگر انقلاب اسلامی متعرض آمریکا هم نمی شد آنقدر فشار، حیله و خدعه علیه این نظام و انقلاب صورت می گرفت تا آنرا منحرف کنند. آمریکا که بر تخت امپراطوری زر و زور تکیه زده است نمی تواند در برابر رشد فکرها و اندیشه هائی که پایه آن واژگون کردن تخت استکبار است آرام بنشیند(68/8/10)

2- سال 69؛ دادن امتیاز به آمریکا اشتباه است

ملت‌ ایران‌ باید بداند ـ و می‌داند ـ که‌ حل‌ همه‌ی‌مشکلات‌ بزرگ‌ و کوچکش‌ که‌ غالباً معلول‌ دوران‌ طاغوتی‌ سلطه‌ی‌ بیگانگان‌ برکشور یا محصول‌ جنگی‌ است‌ که‌ همان‌ بیگانگان کینه‌ورز و استیلا طلب‌ بر ماتحمیل‌ کردند، تنها و تنها از همین‌ راه‌ میسر خواهد بود. یعنی‌ از راه‌ تمسک‌به‌ اسلام‌، تلاش‌ و مجاهدت‌ یکپارچه‌ و متحد، استغنا از بیگانگان‌ و دشمنان‌، دفاع‌ از مظلومین‌ و مبارزه‌ با سلطه‌جویی‌ و سلطه‌جویان‌ و تسلیم‌ نشدن‌ دربرابر ترفندها و توقعات‌ و تحمیلهای‌ استکبار و در رأس‌ آن‌ آمریکا. در جمهوری‌اسلامی‌ اگر کسانی‌ تصور کنند که‌ با امتیاز دادن‌ به‌ آمریکا و دیگران‌ خواهند توانست‌ به‌ مقاصد و اهداف‌ نظام‌ اسلامی‌ برسند، سخت‌ در اشتباهند. این‌ تصورباطل‌، ناسپاسی‌ نسبت‌ به‌ پیروزیهای‌ بزرگی‌ است‌ که‌ ملت‌ مسلمان‌ ما درسایه‌ی‌ توکل‌ و استقامت‌ و مجاهدت‌ به‌ دست‌ آورده‌ است، و ناسپاسی‌ و کفران‌ نعمت‌، بلیه‌یی‌ است‌ که‌ از آن‌ باید ترسید و به‌ خدا پناه‌ برد. اردوگاه‌ استکبار سرمایه‌داری‌، از سر برآوردن‌ نیروی‌ اسلامی‌ متوحش‌ و بشدت‌ نگران‌است‌ و آن‌ را زنگ‌ خطری‌ برای‌ بهره‌برداری‌ نامشروع‌ خود از مظاهر حیاتی ‌همه‌ی‌ عالم‌ بلکه‌ برای‌ ادامه‌ی‌ حیات‌ خود می‌داند اگر کسانی‌ تصور کنند که‌امریکا که‌ خود مرکز اصلی‌ این‌ اردوگاه‌ پرفتنه‌ و فساد است‌ ممکن‌ است‌ بانظام‌ اسلامی‌ که‌ مظهر حیات‌ مقتدرانه‌ی‌ اسلام‌ است‌، سر آشتی‌ و مساعدت ‌داشته‌ باشد، بسی‌ ساده‌لوحانه‌ اندیشیده‌اند(69/8/13)

منبع: تسنیم



کلمات کلیدی : بیانات در دهه 6013 آبان
تسلیم شدن امریکا
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 5:56 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

امام خامنه ای:

نقشه آمریکا: سرگرم کردن جوانان به مسایل متفرقه

هر حرکتى که منجر به این بشود که نسل جوان احساس کند باید از صحنه‌ى مقاومت کناره بگیرد، این حرکت، باواسطه یا بى‌واسطه، مربوط به امریکا و نظام استکبارى است؛ این یک معیار کلى است. هر کارى که در کشورهاى دیگر کردند، این‌جا هم مى‌خواهند بکنند: سرگرم کردن جوانان به مسائل جنسى، سرگرم کردن جوانان به مسائل شخصى، آلوده کردن جوانان به مواد مخدر و مسکر، منحرف کردن ذهن جوانان از آرمانهاى انقلابى و اهداف اصلى، متوجه کردن آنها به اهداف کوچک و جزیى و صنفى و امثال اینها، متزلزل کردن ایمان نسل جوان به اسلام، متزلزل کردن ایمان نسل جوان به اصول انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى و حتّى به امام، و نیز هر چیزى که در راه این مبارزه‌ى عظیم به‌کار گرفته مى‌شود و وجودش لازم است، آن را در چشم نسل جوان، بى‌رنگ و بى‌اثر و بى‌فایده و مهمل جلوه دادن. اگر شما جایى چیزى در این مضمونها دیدید، در کتابى خواندید، در رمان ترجمه‌شده یا نوشته‌شده‌یى مطالعه کردید، در مقاله‌ى ترجمه‌شده‌یى یا در شعر و یا در فلسفه‌بافى‌یى مشاهده کردید، حتّى در تظاهرات به اصطلاح جسورانه و پُرخشمى چیزى از این قبیل دیدید، آن را متهم کنید؛ بدانید که تصادفى نیست؛ بدانید که امریکا از شما مى‌ترسد؛ بدانید که بزرگترین پستهاى استکبار عالمى، از حضور شما در صحنه، احساس ناامنى مى‌کند(70/8/15)

4- سال 71؛ زندگی ملت با تسلیم آمریکاشدن خوب نمی‌شود

ملت ما بحمداللَّه در صحنه است. ملت ما، امروز نقطه امید یگانه‌اى است که در میان ملتهاى زیر ستم، مثل ستاره‌اى مى‌درخشد. مواظب باشید این نقطه امید براى ملتها کور نشود و این ستاره درخشان، روزبه‌روز نور امید را به دل ملتها بیشتر بتاباند. این، وظیفه تاریخىِ ملت ماست. گمان نکنید اگر مبارزه ملت ایران سر نمى‌گرفت و نمى‌ایستاد، براى او در محیط زندگى مشکلاتى وجود نمى‌داشت. این، تبلیغ آنهاست. مبادا چنین تصوّر شود که اگر ملت ایران تسلیم زور، تسلیم امریکا و تسلیم استبداد جهانى گردد، حال و زندگى خوبى خواهد داشت. این اشتباه است. نگاه کنید به کشورهایى که تسلیم شدند؛ ببینید چه روزگارى دارند. نمى‌خواهم از این کشورها اسم بیاورم. ببینید چه وضع فاجعه‌بارى در این کشورها حاکم است. اگر عزّتى هست، اگر رفاهى هست، اگر آزادى و استقلالى هست، در سایه ایستادگى مقابل استکبار جهانى است. بیشترین امید من در این مورد، به شما جوانان است. حرف درباره شما جوانان بسیار است؛ ولى امروز، مجال نیست. شما هم مى‌خواهید بروید و ان‌شاءاللَّه به تظاهرات امروز ملحق شوید. نمى‌خواهم وقت را بگیرم. اجمالاً عرض مى‌کنم: شما دانشجویان و دانش‌آموزان - چه پسران و چه دختران - وظایف سنگینى بر دوش دارید. غیر از وظیفه درس خواندن، که وظیفه دانشجویى و دانش آموزى است؛ وظیفه انقلابى بر دوش دارید، وظیفه اسلامى و دینى هم بر دوش دارید. چه در محیط دانشگاهها و چه در محیط مدارس. این مبارزه، مبارزه امروز و یک روز و دوروز و یک سال و دوسال نیست؛ مبارزه نسلهاست. آن نسلى که از مبدأ و آغاز انقلاب فاصله گرفته است، اگر بخواهد ایران را به عزّت برساند و بسازد و عظمت ببخشد و الگوى زنده‌اى در مقابل ملتهاى دیگر قرار دهد و بینى استکبار را به خاک بمالد، باید یک نسل انقلابى و اسلامى و متدیّن باشد و آن، شما هستید(71/8/13)

5- سال 72؛ خطرات مذاکره با آمریکا برای جمهوری اسلامی

شما وقتى با کسى قهرید، وقتى با کسى حرف نمى‌زنید، رودربایستى با هم ندارید. در مقابلِ هم، هیچ حالت توقّعى وجود ندارد. اما وقتى با کسى مذاکره شروع شد؛ پشت میز نشستید؛ یک قهوه با هم خوردید؛ یک گپ دوستانه هم در کنارش با هم زدید؛ در فلان محفل بین‌المللى نشستید و با همدیگر یک خرده درددل کردید؛ بعد رودربایستى به‌وجود مى‌آید. آن‌وقت، اوّلِ شروعِ تحمیلات است. بدبختیهاى انقلابهاى دنیا و تسلّط و نفوذ آمریکا - همان‌طور که عرض کردم - از همین جا شروع شد. مثل کشورهایى که بنده نمى‌خواهم اسم آنها را بیاورم. امروز هم آن کشورهاى بیچاره، غالباً چهره‌هاى بسیار بدى دارند. این است که روى مذاکره فشار مى‌آورند. اصرار مى‌کنند که «ایران چرا نمى‌آید با ما مذاکره کند؟» عدّه‌اى هم که آدمهایى ساده‌لوحند، یا نمى‌دانم، مرعوبند، یا بى‌اطّلاعند، یا غیر سیاسى‌اند، در داخل خودمان این حرفها را تکرار مى‌کنند. من نمى‌دانم مى‌فهمند چه دارند مى‌گویند؟! بنده البته معتقدم: این حرفهایى که گاهى زده مى‌شود، از طرف بعضى مسؤولین درجه دو و سه نظام جمهورى اسلامى است. بحمداللَّه، دولت و رئیس جمهور و وزرا، به فضل پروردگار، در آن قدرتِ روحى و معنوى واقعى و صحیح قرار دارند و براى خدا ایستاده‌اند. اما بعضى از این درجه دومیها و سومیها، که غالباً آدمهاى غیرمسؤولند، گاهى زمزمه مى‌کنند: «چرا اینها با آمریکا مذاکره نمى‌کنند؟ چرا نمى‌گویند؟ چرا نمى‌روند حرف بزنند؟ حرف زدن چه ضررى دارد؟!» خیال مى‌کنند حرف زدن دو نفر آدمِ معمولى است که گوشه‌اى بنشینند و صحبت کنند. نمى‌فهمند این مذاکره‌اى که دشمن این قدر روى آن اصرار مى‌کند، چه خطرات بزرگى براى جمهورى اسلامى دارد؛ که من شمّه‌اى از آنها را عرض کردم. بنده معتقدم که تکرار این حرفها از طرف آنها هم، کار بدى است. من این را عرض مى‌کنم. این نظر بنده است. بنده معتقدم: براى رایج کردن یک گناه در عمل، یکى از راههایش این است که آن گناه را در زبانها رایج کنند. آن قدر بگویند که قبحش از بین برود(72/8/12)

6- سال 73؛ رابطه با آمریکا مردود است

مذاکره‌ و رابطه‌ با امریکا به‌ عنوان‌ دشمنی‌ مغرور و افزون‌خواه‌ مردود است؛ هدف‌ امریکائی‌ها از انجام‌ مذاکره‌ با ایران‌ یافتن‌ راهی‌ برای‌ وارد آوردن‌ فشار بر دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌. ما با آنها هیچ‌ مذاکره‌ای‌ نداریم‌ زیرا از آنها نمی‌ترسیم‌ و به‌ آنها نیز هیچ‌ احتیاجی‌ نداریم‌. میان‌ ما و رژیمی‌ که‌ به‌ بهانه‌ واهی‌ و دروغین‌ هواپیمای‌ مسافربری‌ ایران‌ را سرنگون‌ کرد و دهها نفر را به‌ شهادت‌ رساند و حتی‌ عذرخواهی‌ هم‌ نکرد، هیچ‌ رابطه‌ محبت‌آمیز و عطوفت‌ و دوستی‌ وجود ندارد. شعار «مرگ‌ بر آمریکا» برخاسته‌ از اعماق‌ جان‌ مردم‌ ایران‌ است؛ رابطه‌ ما و رژیم‌ امریکا به‌ مفهوم‌ نفرت‌ از طرف‌ ملت‌ ایران‌ و خصومت‌ خباثت‌آمیز از طرف‌ رژیم‌ آمریکاست‌ و تا هنگامی‌ که‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ در خط صحیح‌ حرکت‌ می‌کند و آرمانها و اهداف‌ او الهی‌، اسلامی‌ و قرآنی‌ است‌ این‌ نفرت‌ و نیز مقابله‌ با سردمداران‌ استکبار جهانی‌ و در رأس‌ همه‌ آنها آمریکا به‌ قوت‌ خود باقی‌ خواهد ماند مگر آنکه‌ آنها رفتار خود را تغییر دهند که‌ بعید به‌ نظر می‌رسد(73/8/11)

7- سال 74؛ دشمن غفلت نمی‌کند

بنده یک وقت عرض کردم دانشگاهها باید سیاسى باشند و دانشجو باید سیاسى باشد. معناى این حرف آن است که دانشجو باید قدرت تحلیل سیاسى داشته باشد تا جبهه‌بندیهاى دنیا را بشناسد؛ تا بفهمد امروز دشمن کجاست و از کجا و با چه ابزارى حمله مى‌کند. این، براى شما لازم است. اگر شما تلاش سیاسى، کار سیاسى، مطالعه و مباحثه سیاسى نداشته باشید، این توانایى را پیدا نمى‌کنید. البته توجّه داشته باشید که دشمن از همین امر استفاده نکند. دشمن با کمال هوشیارى ایستاده است. امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام فرمود: «و من نام لم ینم عنه(4)»؛ مراقب باشید که اگر شما غفلت مى‌کنید، دشمن از شما غفلت نمى‌کند. دشمن با کمال هوشیارى مراقب است(74/8/10)

8- سال 75؛ فواید شعار مرگ بر آمریکا

ملت ایران، شعار مبارزه با استکبار را باید به عنوان پرچم و مشعلى حفظ کند. چرا؟ چون اگر این عَلمِ برافراشته حفظ نشود و این شعار، افسرده و گم شود، راه ملت گم خواهد شد. استدلال واضحى هم دارد. چون دشمنىِ آن دشمن، آشکار است و براى اهل بصیرت، مخفى نیست و دشمنِ آشکار هم، با وجود این که دشمنیش آشکار است، شیوه‌هایى براى فریب دارد. غالب ملتهایى که فریب خوردند و دولتهایى که اشتباه کردند، از این جا اشتباه کردند که روشهاى دشمن را درست نشناختند. اگر ما روشهاى دشمن را نشناختیم و مبارزه با دشمنى که مى‌خواهد ما را نابود کند، به فراموشى سپردیم، بدیهى است که راهى را خواهیم رفت که دشمن مى‌پسندد؛ یعنى راه نابودى، راه ویرانى، راه فساد. پس، مبارزه با استکبار، یک شعار همیشگى است. منتها مطلب اساسى این است که یک ملت هوشمند، همیشه برخورد با شعارها را درست انتخاب مى‌کند. یک وقت، انسان فقط شعارى را دائماً بر زبان جارى و تکرار مى‌کند؛ این کارِ زیادى نیست. یک وقت، شعار را مى‌شکافد، در آن تعمّق مى‌کند و بر اساس آن، کار انجام مى‌دهد؛ این درست است. در شعار مبارزه با استکبار - که امروز گفتم تجسّم استکبار، دولتِ متجاوز امریکاست - خود امریکاییها و دولتمردان امریکایى، از اوّل انقلاب تا به حال، راههایى را طى کردند، براى این که این شعار را از فضاى کشور ایران بزدایند. چرا؟ چون تا این شعار وجود دارد، تا ذهن مردم از «مرگ بر امریکا» پُر است، تسلّط دوباره امریکا بر این کشور و منابع آن، ممکن نیست. پس، تا وقتى که فضاى کشور، از ضدّیت با دولت متجاوز امریکا - به صورت تبیین شده - پُر باشد، امریکا قاعدتاً دیگر راهى به این کشور ندارد. نه مى‌توانند در سیاست این کشور دخالت کنند، نه به منابع اقتصادى این کشور تسلّط یابند و نه حضور فرهنگى در این جا داشته باشند. اگر بخواهند به این کشور برگردند، راهش این است که اوّل، این شعار را حذف کنند؛ اوّل دشمنىِ ملت ایران با نظام سلطه و با سلطه‌گر و به طور مشخّص با امریکاى مستکبر را از بین ببرند(75/8/9)

9- سال 76؛ ماندگاری 13 آبان متکی به جوانان است

سیزدهم آبان، مسأله اى است که به صورت تاریخى به جوانان مربوط مى شود زیرا از ابتدا این موضوع با حضور جوانان شکل گرفت و با حضور آنان تداوم پیدا کرد و امروز هم مسأله مبارزه با استکبار جهانى وابسته به جوانان است. جوانان از منظر دینى یک نقطه امید و شکوفایى هستند، هر آنچه که در جامعه به جوانان متکى باشد، به صورتى ماندگار، باطراوت و تازه باقى خواهد ماند و طراوت و تازگى مسأله مبارزه با استکبار نیز به خاطر اتکا آن به جوانان است. جوان گوهر شور و عشق و صفا و معنویت فروزان است و اولین استفاده از این شور و صفا و معنویت این است که جوانان نفس خویش را معنا و تعالى بخشند و خود را به ذات مقدس باریتعالى یعنى زیبایى و حقیقت مطلق متصل کنند(76/8/14)

10- سال 77؛ ملت ایران وضع اقتصادی خود را اصلاح خواهد کرد

ملت ایران بدون تردید وضع مادى و اقتصادى خود را اصلاح خواهد کرد و این مهم به عزم و تصمیم به کار در همه طبقات جامعه، همکارى با دولت و حمایت از مسئولین کشور، شجاعت در اقدام و تأثیر نپذیرفتن از سیاستهاى خارجى و تبلیغات بیگانه نیازمند است و نه ارتباط با آمریکا و رفتن زیر بار زورگویانى که سالها تجربه ارتباط با آنها را داریم. ایران اسلامى امروز در دنیا عزیز است و این عزت به برکت ایستادگى و نه گفتن به استکبار به دست آمده است و بدون تردید عوامل تحریک شده دشمن نخواهند توانست «نه گفتن» به استکبار را از ملت ایران بگیرند(77/8/12)

11- سال 78؛ برخی تلاش می‌کنند 13 آبان روز نرمش با آمریکا شود

کسانى که دلشان آن طرف است، الان هم هستند. اینها به چیزى به نام استقلال ملى، هویت ملى، شخصیت و عزّت ملى باور ندارند. تربیتهایشان طورى است که به آنها اجازه نمى‌دهد درست بفهمند که حضور یک قدرت استکبارى در یک کشور، چقدر براى یک ملت، زیانبار و سنگین است. دستورات اسلام هم براى بعضى از آنها چندان اهمیت و ارزشى ندارد. اینها همیشه یک اقلیت کوچک بودند؛ امروز هم هستند. البته فعّالیت مى‌کنند، تبلیغات مى‌کنند، تبلیغات دشمنان اسلام را ادامه مى‌دهند؛ اما دلِ متن مردم، بخصوص جوانان - دانشجویان، دانش آموزان و سایر قشرهاى مختلف جوان - هر جا هستند، درک مى‌کنند که براى یک ملت، بزرگترین اهانت این است که تسلیم قدرت استکبارى بیگانه باشد. هرکس که اهل تحلیل باشد، این معنا برایش روشن است که امروز امریکا براى ایران هیچ نقشه‌اى جز نقشه استکبارى ندارد؛ یعنى بازگشت به وضعیت قبل از انقلاب! معلوم است که ملت ایران در مقابل این نقشه مى‌ایستد. این، آن جهتگیرىِ ضدّاستبدادى ملت ایران است. البته تلاشهایى از طرف دشمنان هست: تبلیغات مى‌کنند، حرف مى‌زنند، سفسطه مى‌کنند؛ بعضى حتّى سعى مى‌کنند روز سیزده آبان را - که روز مقاومت در مقابل استکبار است - به روز نرمش در مقابل امریکا تبدیل کنند! اگر نگوییم ساده لوحى است، ناچاریم بگوییم خیانت است؛ منتها چون انسان نمى‌خواهد بگوید خیانت، لابد این کارها از روى ساده‌لوحى و غفلت است. شما جوانان باید خیلى هوشیار و بیدار باشید؛ باید اهداف دشمن را بشناسید. امروز قدرت استکبارى امریکا هدفش تسلط بر دنیاست و این چیزى نیست که پنهان و پوشیده باشد. حتى دولتهاى اروپایى از تهاجم فرهنگى و از دخالت و از نفوذ مداخله جویانه پول امریکا گله دارند. مسأله، مسأله تصرّف و دست‌اندازى است. البته کشورهایى هستند که نمى‌توانند مقاومت کنند و بایستند؛ اما ملت ایران ایستاده است. آن طرفِ مقابل هم تهدید مى‌کند، تطمیع مى‌کند، چرب‌زبانى مى‌کند، تبلیغات مى‌کند؛ از همه اینها هم یک هدف را دنبال مى‌کند، تا این‌که راهى بگشاید و مجدّداً وارد کشور ایران شود و دوباره بساطش را پهن کند و بتواند آن وضع شرم‌آور قبل از انقلاب را براى ملت ایران تکرار نماید؛ اما بدون تردید ملت ایران در مقابل این طمعهاى استکبارى، با قدرت تمام خواهد ایستاد(78/12/8)

12- سال 79؛ فضادهنده به دشمن جهت مانور، طرف منافع ملی نیست

اگر کسی‌ با عمل‌ و گفتار خود به‌ دشمن‌ میدان‌ مانور می‌دهد، روز 13 آبان‌ یعنی‌ روز اعلام‌ پایداری‌ ملت‌ در برابر آمریکا را به‌ روز ذلت‌ تبدیل‌ می‌کند، و مدام‌ در حال‌ ایجاد تفرقه‌ و اختلافات‌ است‌ نمی‌تواند خود را طرفدار عزت‌ کشور و منافع‌ ملی‌ قلمداد کند. (79/8/11)

منبع: تسنیم



کلمات کلیدی : بیانات در دهه 7013 آبان


 
 

شارژ ایرانسل

فال حافظ